یعنی چه
واژهٔ «پلوار» در زبان فارسی به دو معنای عمده کار میرود: نخست شکل دگرگونشدهٔ واژهٔ «پروار» است، یعنی حیوان اهلی (مانند گوسفند یا گاو) که آن را در جای مناسبی میبندند و با خوراک خوب فربه میکنند تا آمادهٔ ذبح شود. دوم، صورت تخفیفیافته و پرکاربرد واژهٔ «پیلوار» (پیل + وار) است که به معنای فیلمانند، بسیار بزرگ، عظیمالجثه و تنومند به کار میرود.
تلفظ
این کلمه بسته به ریشه و معنای مدنظر به دو صورت تلفظ میشود. در معنای حیوان چاق، به صورت «پَلْوار» (Palvār) تلفظ میشود که همآوا با پروار است. در معنای ادبی و اساطیری به صورت «پِلْوار» یا «پِیلوار» (Pilvār) خوانده میشود که به معنای موجودی به عظمت فیل است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی، کلمهٔ «پلوار» معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای ۵ حرفی نظیر «حیوان چاق شده»، «فربه»، «هممعنی پروار» یا «پیلمانند و عظیم» کاربرد دارد.
به فارسی
این واژه کاملاً ریشهٔ فارسی دارد. معادلهای مستقیم آن در زبان فارسی معیار شامل واژگانی چون پروار، فربه، چاق، سمن، کلان، تنومند، درشتهیکل و فیلگونه است.
نماد چیست
در تمثیلهای کهن و ادبیات مأثور، پلوار (پروار) نماد تنپروری، غفلت و مصرفگرایی بیحاصل است؛ چرا که حیوان را تنها برای ذبح شدن چاق میکنند. از سوی دیگر، با نگاه به ریشهٔ «پیلوار»، این کلمه در حماسهها نماد هیبت، سنگینی، قدرت شکستناپذیر و جثهٔ استوار و غیرعادی است.
جمعبندی و توضیح کامل پلوار
واژهٔ «پلوار» یکی از نمونههای جالب در زبان فارسی است که به دلیل تبادلات صوتی و شباهتهای املایی، دو ریشه و معنای کاملاً مجزا را در خود جای داده است. از یک سو، این واژه در گویشهای محلی (مانند مازندرانی و بختیاری) و زبان عامیانه، دگرگونشدهٔ واژهٔ «پروار» از ریشهٔ پهلوی است که به حیوانات فربه و آمادهٔ ذبح اطلاق میشود. ترکیب «پَر» (به معنی پروردن) با پسوند «وار»، به مرور زمان با تبدیل حرف «ر» به «ل» به شکل پلوار درآمده است.
از سوی دیگر، در متون کهن و ادبی، این کلمه مخفف یا صورت دیگری از واژهٔ «پیلوار» است. در این ساختار، واژه از ترکیب «پیل» (فیل) و پسوند شباهت «ـوار» تشکیل شده و برای توصیف پهلوانان، موجودات یا پدیدههای بسیار عظیم، سنگینوزن و تنومند به کار میرود. همچنین پلوار در جغرافیای ایران نامهای خاصی را نیز به خود اختصاص داده که از جملهٔ آنها میتوان به رود پلوار در استان فارس و کوه پلوار در استان کرمان اشاره کرد.
در فرهنگ اخلاقی و کنایات ادبی فارسی، وجه اول این کلمه (پروار) بیشتر جنبهٔ نکوهش دارد و نشاندهندهٔ فربهی ظاهری است که عاقبتی جز نابودی ندارد؛ همانطور که سعدی میگوید اسب لاغر در میدان جنگ کارآمدتر از گاو پرواری است. اما وجه دوم آن (پیلوار) همواره با شکوه، صلابت و قدرت بدنی همراه بوده و در توصیفات حماسی برای نشان دادن عظمت قهرمانان استفاده شده است.