یعنی چه
واژه معلول در زبان فارسی دو کاربرد اصلی دارد: در وجه اجتماعی و پزشکی به کسی گفته میشود که به دلیل بیماری یا نقص عضو دچار محدودیت حرکتی، جسمی یا ذهنی شده است. در وجه علمی و فلسفی، به هر چیزی اطلاق میشود که وجودش وابسته به سبب یا علت دیگری باشد و در مقابل «علت» قرار میگیرد.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت مَعلول (ma'lul) است که حرف م دارای فتحه و ع دارای سکون میباشد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده میتوانید از واژههای علیل، ناتوان یا اثر به عنوان جایگزین معلول استفاده کنید.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، در متون پزشکی و حقوقی از واژه Disabled و در مباحث منطقی و فلسفی از واژه Effect استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی مدرن برای تکریم افراد دارای معلولیت جسمی بیشتر از عبارت «ذوی الاحتیاجات الخاصة» استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی واژه Engelli کاربرد رایج و رسمی برای اشاره به افراد کمتوان دارد.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه با توجه به کاربرد آن شامل ناتوان و رنجور برای وضعیت جسمانی، و واژههای اثر، پیامد یا دستاورد برای مفهوم منطقی و فلسفی آن است.
جمعبندی و توضیح کامل معلول
واژه معلول از ریشه عربی «ع ل ل» گرفته شده و اسم مفعول است که در اصل به معنای بیمارییافته یا دچار علت شده میباشد. این کلمه در طول تاریخ زبان فارسی دو مسیر معنایی کاملاً مجزا را طی کرده است؛ از یک سو در ادبیات عامه و علوم پزشکی به فردی اشاره دارد که به دلیل نقصهای مادرزادی یا حوادث ناگوار دچار محدودیتهای حرکتی و ذهنی شده است، و از سوی دیگر در فلسفه، پایهگذار یکی از مهمترین براهین عقلی یعنی رابطه علت و معلول است.
در نگاه فرهنگی و اجتماعی مدرن، اصطلاح معلول بیشتر با مفاهیم حقوق بشری و لزوم متناسبسازی مبلمان شهری گره خورده است و در سطح بینالمللی با نماد صندلی چرخدار (ویلچر) روی پسزمینه آبی شناخته میشود. جالب توجه است که این کلمه با همین رسمالخط در قرآن کریم نیامده، اما مفاهیم مرتبط با آن در قالب کلماتی چون اعمی، اعرج و مریض به چشم میخورد.