یعنی چه
سلب در لغت به معنای گرفتن، ربودن و از کسی چیزی را به زور گرفتن است. در اصطلاحات تخصصیتر، این واژه در حقوق به معنای محروم کردن فرد از یک حق یا اختیار (مانند سلب مالکیت یا سلب حق رای) و در منطق به معنای نفی و رفع یک نسبت یا حکم بین موضوع و محمول (مانند قضیه سالبه در مقابل موجبه) به کار میرود. همچنین در زبان کهن به معنای جامه، لباس جنگ یا لباس عزا نیز استفاده شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی و عربی به صورت «سَلْب» (salb) است که در آن حرف سین دارای حرکه فتحه، و حروف لام و باء ساکن هستند.
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی همچون «گرفتن یا ربودن»، «نفی در منطق» یا «محروم کردن»، واژه سه حرفی «سلب» به عنوان پاسخ اصلی کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم سلب در زبان انگلیسی، بسته بهContext حقوقی، عمومی یا منطقی، از واژگانی نظیر Deprivation (محرومسازی)، To strip (عریان کردن/گرفتن مقام) و Negation (نفی) استفاده میشود.
به عربی
واژه سلب خود ریشه کاملاً عربی دارد و از ثلاثی مجرد (سلب) میآید. در زبان عربی نیز دقیقاً به معنای کندن، غارت، جدا کردن چیزی از صاحبش و نفی حکم به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره فارسی برای واژه سلب، شامل کلماتی مانند «گرفتن»، «ربودن»، «بازستاندن به زور»، «کاهش»، «سترونسازی (در برخی مفاهیم انتزاعی)» و «نفی کردن» است.
جمعبندی و توضیح کامل سلب
واژه «سلب» یک واژه عربیالاصل و پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه در مفهوم کندن، ربودن و جدا کردن چیزی از صاحبش دارد. این کلمه در حوزههای مختلف کاربردهای تخصصی و دقیقی پیدا کرده است؛ در حقوق برای بیان محرومسازی قانونی از یک حق یا مالکیت (مانند سلب آسایش یا سلب امتیاز) و در منطق برای نشان دادن نفی یک رابطه یا ویژگی (در قالب قضیه سالبه) استفاده میشود.
از نظر ریشهشناختی، این ماده در قرآن کریم نیز یکبار به صورت فعل مضارع در سوره حج به کار رفته که به ناتوانی انسان و بتها در بازپسگیری چیزی که مگس از آنها میرباید اشاره دارد. در ادبیات کهن فارسی نیز گاهی این واژه به عنوان اسم و به معنای لباس جنگ یا جامه عزا کاربرد داشته است. در مجموع، سلب نمادی از فقدان، از دست دادن و سلب اختیار یا اصالت در ساختارهای زبانی و معنایی است.