یعنی چه
این واژه صورت امری و دعایی از فعل «آسودن» یا «آساییدن» است. در ادبیات فارسی و متون کهن، زمانی که شخصی را به آرامش، رفع خستگی و رها کردن اندوه و گرفتاریهای دنیا دعوت میکنند، از این لفظ استفاده میشود.
تلفظ
این کلمه با کسرهٔ حرف ب، سکون حرف ی، الف ممدوده، سین با الف و در نهایت یای ساکن خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سؤال، این واژه معمولاً به عنوان راهنمای کلماتی با مفهوم استراحت کن یا آرام بگیر مطرح میشود که پاسخ دقیق آن ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم امر به استراحت و رسیدن به آرامش در زبان انگلیسی از این افعال و عبارات استفاده میشود.
به عربی
فعل «استرح» از مصدر استراحت به معنای طلب آرامش کردن و «اهدأ» به معنی آرام باش، دقیقترین برگردانهای عربی برای این واژه هستند.
به فارسی
در زبان فارسی امروزی و گفتارهای روان، به جای استفاده از این ساختار ادبی و کهن، از عبارات فعلی سادهتر مانند «استراحت کن» یا «آرام شو» استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بیاسای
واژهٔ «بیاسای» یک فعل امر اصیل، کهن و کاملاً ایرانی از ریشهٔ فارسی میانه (پهلوی) «آسودن» است. این واژه در شعر کلاسیک و متون صوفیانه کاربرد فراوانی دارد و نمادی از دعوت به رهایی از غم دنیا، غنیمت شمردن دم و رسیدن به صلح درونی و فکری است؛ چنانکه حافظ میفرماید: «خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست».
این کلمه برخلاف برخی تصورات، هیچ ریشهٔ عربی یا قرآنی ندارد، هرچند مفاهیم نزدیکی مانند سکینه و اطمینان در قرآن با آن همپوشانی دارند. در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه به عنوان یک کلمهٔ ۶ حرفی و مترادف با عناوینی چون «استراحت کن» یا «آرام بگیر» شناخته میشود.