یعنی چه
روزگار گذرانیدن به معنای صرف کردن روزهای عمر، زیستن، گذران حیات و سپری کردن زمان است؛ این مفهوم به تجربه طبیعی انسان از جریان زندگی و معیشت اشاره دارد.
در جدول
پاسخ دقیق جدول برای این مفهوم ۱۴ حرف دارد که همان «روزگار گذرانیدن» است؛ کلمات کوتاهتری مانند زیستن نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی از اصطلاحات مربوط به سپری کردن زمان و زندگی برای این عبارت استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعال و مصادری که به معنای قضا (سپری کردن) و عیش (زندگی کردن) هستند، معادل این اصطلاح قرار میگیرند.
به فارسی
معادلهای اصیل و روان فارسی این عبارت شامل کلماتی چون زیستن، عمر گذراندن، وقت گذراندن، امرار معاش کردن و سپری کردن ایام زندگی است.
جمعبندی و توضیح کامل روزگار گذرانیدن
عبارت «روزگار گذرانیدن» یک ترکیب فعلی-اسمی اصیل در زبان فارسی است که ریشه در اعماق فرهنگ و ادبیات این مرز و بوم دارد. واژه «روزگار» از شکل میانه و پهلوی آن یعنی rōzcār نشأت گرفته که از ترکیب «روز» و پسوند «گار» ساخته شده است و به معنای زمانه و مجموعه ایام است. فعل «گذرانیدن» نیز شکل سببی از مصدر گذشتن است و در کنار هم، مفهوم پویا و ملموس حرکت انسان در طول زمان و تداوم حیات را به تصویر میکشند.
این عبارت در متون کلاسیک فارسی و لغتنامههای شاخصی چون دهخدا و عمید، به معنای صرف کردن عمر و مشغول بودن به امورات زندگی معنا شده است. برای کاربرد آن در جمله میتوان به عباراتی نظیر «او با قناعت و آرامش روزگار میگذرانید» اشاره کرد که نشاندهنده چگونگی کیفیت زیستن یک فرد در جهان است. این ترکیب اصطلاحی فراتر از یک واژه ساده، نشاندهنده رویکرد فلسفی ایرانیان به ناپایداری دنیا و جریان دائم زمان است.
در نهایت، اگرچه این عبارت به صورت عینی در متون مقدسی مانند قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم بنیادین همسو با آن مانند مفهوم «عمر»، «دنیا» و «ایام» که دلالت بر فانی بودن دنیا و لزوم قدردانی از فرصت زیستن دارند، به وفور دیده میشود. نمادهایی همچون ساعت شنی یا چرخ فلک در ادبیات ما همواره یادآور همین مفهوم روزگار گذرانیدن و ناپایداری روزها هستند.