یعنی چه
واژه بلاده در ادبیات کلاسیک فارسی و زبان دری به شخص بدکردار، مفسد، فتنه انگیز و گمراه اطلاق میشده است. این واژه در متون قدیمی گاهی به معنای روسپی و فاحشه نیز به کار رفته و کاربرد تحقیرآمیز داشته است.
تلفظ
این واژه به صورت بَلادِه (با فتح ب و ل) تلفظ میشود و در اشعار کهن بر همین وزن عروضی نشسته است.
در جدول
پاسخ پنج حرفی جدول برای معادل فاسق، بدکار یا تبهکار کهن، کلمه بلاده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن ادبی میتوان از معادلهای فوق برای انتقال معنای بلاده استفاده کرد.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه شامل کلماتی چون نابکار، بدکردار، مفسد، بلابه و بلایه هستند که همگی صفات قدیمی فارسی با بار معنایی منفی میباشند.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی، بلاده نمادی از انحراف رفتاری، فساد اخلاقی و بیپاکی است؛ چنانکه در اشعار رودکی سمرقندی به عنوان تقابل با سادگی (پاک بودن از گناه) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بلاده
واژه بَلادِه یکی از لغات اصیل، کهن و مهجور در زبان فارسی دری است که در ادبیات کلاسیک به معنای فرد بدکار، نابکار، فاسق و تبهکار به کار میرفته است. این کلمه با وجود شباهت ظاهری به برخی واژگان عربی، یک صفت مستقل فارسی است و نباید آن را با کلماتی نظیر بلد، بلاد یا بلدان که ریشه عربی داشته و به معنای شهر و سرزمین هستند، اشتباه گرفت.
نمونه برجسته کاربرد این واژه را میتوان در شعر رودکی سمرقندی مشاهده کرد که فرزند بلاده (تبهکار) را در تقابل با کسی که از گناه ساده (پاکدامن) است قرار میدهد. امروزه این واژه در زبان عامیانه و معاصر کاملاً مهجور است و کاربرد زندهای ندارد، اما شناخت آن برای درک متون کهن و حل جدولهای کلمات متقاطع اهمیت دارد.