یعنی چه
این اصطلاح یک ترکیب کنایی و ادبی کهن در زبان فارسی است که به معنای بلند شدن، برخاستن، والا شدن و ارجمند گردیدن به کار میرود. وقتی اندیشه، سخن یا رتبه و جایگاه کسی تکامل یابد و به مرتبهای بالا و ارزشمند دست پیدا کند، میگویند بلند افتاده است. این تعبیر بیشتر در سبک هندی شعر فارسی کاربرد داشته است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به کنایه از والا شدن، گرانقدر شدن یا بزرگ واقع شدن، عبارت ده حرفی «بلند افتادن» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم کنایی این اصطلاح در زبان انگلیسی، از عباراتی استفاده میشود که به افزایش ارزش، ارتقای جایگاه یا رسیدن به امور متعالی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی، تعابیری که به رفعت مقام، بالا رفتن مرتبه و گرانقدر شدن ارزش یک چیز دلالت دارند، به عنوان معادل این ترکیب کنایی شناخته میشوند.
به فارسی
واژهها و عبارات هممعنی این ترکیب در زبان فارسی عبارتند از: بلند شدن، برخاستن، برآمدن، بالا آمدن، والا شدن، ارجمند شدن، کمال یافتن و گرانقدر شدن. در مقابل، عباراتی چون کوتاه افتادن، پست شدن و تنزل کردن به عنوان متضاد آن به کار میروند.
نماد چیست
اگرچه این عبارت یک اصطلاح فعلی کنایی است و نماد تصویریِ کهنالگویی مشخصی ندارد، اما در ادبیات و شعر کلاسیک فارسی (بهویژه سبک هندی) مجازاً یادآور اوجگیری، رفعت، تکامل اندیشه و رسیدن فکر یا بخت به عالیترین مرتبه ممکن است.
جمعبندی و توضیح کامل بلند افتادن
ترکیب کنایی و ادبی «بلند افتادن» از جمله اصطلاحات کهن و فصیح زبان فارسی است که امروزه در محاورات روزمره منسوخ شده، اما ارزش ادبی بالایی در متون کهن دارد. این واژه از ترکیب صفت فارسی «بلند» (برآمده از ریشه پهلوی baland) و فعل «افتادن» ساخته شده و ساختار نحوی ویژهای را پدید آورده است که در اشعار شاعران سبک هندی مانند صائب تبریزی نمودی بارز دارد.
معنای حقیقی این عبارت در وهله نخست همان بلند شدن و برخاستن است، اما در معنای کنایی و استعاری خود به مفاهیمی همچون کمال یافتن، به درجه عالی رسیدن، ارجمند شدن و بزرگ واقع شدن سخن یا رتبه دلالت میکند. صائب در شعر خود میگوید: «رتبه افکار ما، صائب، بلند افتاده است / کی رسد هر کوتاهاندیشی به فکر دور ما!» که دقیقاً نشاندهنده اوج گرفتن و والامقام بودن اندیشه است.
این اصطلاح کاملاً ریشه در فرهنگ و زبان فارسی دارد و گرچه معادلهای مستقیمی در زبانهای انگلیسی و عربی برای بیان رفعت مرتبه و گرانبها شدن برای آن وجود دارد، اما ظرافتهای کنایی آن منحصر به ادبیات سنتی ایران است و در متون قرآنی نیز به صورت لفظی کاربرد مستقیم ندارد.