یعنی چه
این واژه به معنی شخص یا قدرتی است که با استفاده از زور، غلبه و بدون داشتن مشروعیت قانونی یا الهی، بر منطقه، حکومت یا افرادی مسلط میشود و حق دیگران را غصب میکند.
تلفظ
این کلمه به صورت مُتَغَلِّب (با ضمه م، فتح ت، فتح غ و تشدید و کسره ل) تلفظ میشود و اسم فاعل از باب تفعّل است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، برای راهنمای «حاکم زورگو»، «چیره» یا «غاصب»، کلمه ۵ حرفی «متغلب» به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن و نوع کاربرد سیاسی یا عمومی، میتوان از این معادلهای انگلیسی استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این واژه شامل کلماتی چون چیره، غاصب، مستولی، زبردست و زورگو است که مفهوم تسلط غیرمشروع را میرسانند.
نماد چیست
در ادبیات سیاسی و متون فقهی-تاریخی کلاسیک، این واژه نماد و مظهر حاکمان مقتدر اما فاقد مشروعیت مردمی یا قانونی است که صرفاً با اتکا به قدرت نظامی و قهریه حکومت میکنند.
جمعبندی و توضیح کامل متغلب
واژه «متغلب» از ریشه عربی «غ ل ب» و اسم فاعل از باب تفعّل است که در لغت به معنای چیره شونده و مسلط با زور به کار میرود. در متون تاریخی و سیاسی مانند تاریخ بیهقی، این اصطلاح بار معنایی خاصی داشته و به حاکمان یا امرایی اطلاق میشده که بدون داشتن حق مشروع یا بیعت رسمی، و تنها با تکیه بر قدرت نظامی و ستم بر منطقهای چیره میشدند.
نکته حائز اهمیت در نگارش و کاربرد این واژه، عدم اشتباه گرفتن آن با کلمه عامیانه و رایج «متقلب» (با قاف) به معنی فریبکار و دغلباز است؛ متغلب با غین کاملاً به مفهوم قدرت، غلبه و استیلا اشاره دارد.