یعنی چه
واژه اشقران در زبان و ادبیات فارسی دو کاربرد عمده دارد؛ نخست به عنوان صفت و اسم عام که به معنای انسانهای سفیدپوست و سرخمو (کنایه از مردم روس) یا اسبهای اصیل به رنگ بور و کمیت مایل به سرخ است. دوم به عنوان اسم خاص جغرافیایی که طبق منابع تاریخی، نام منزلی باستانی در مسیر راههای قدیمی میان سنگان و تیران بوده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحه روی همزه و قاف، و سکون روی شین به صورت [اَشْقَران] است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه اشقران به عنوان پاسخ برای راهنماهایی چون «اسبان بور»، «سرخرویان» یا «مردمان موطلایی» به کار میرود و دقیقاً یک واژه ۶ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، در توصیف انسان از واژگان مربوط به افراد موطلایی و سرخگون و در توصیف اسب از معادل اسبهای شاهبلوطی یا کرنگ استفاده میشود.
به عربی
این واژه ریشه خالص عربی دارد و حالت تثنیه یا ساختار جمع صفت «أشقر» به معنی سرخ و بور است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل بورها، زرینموها، سرخرویان و در متون کهن اسبشناسی، اسبان بور یا سرخکبوتر (با یال و دم سرخ) است.
در قرآن
واژه «اشقر» یا شکل مثنی و جمع آن یعنی «اشقران» در متن قرآن کریم به صورت مستقیم یا غیرمستقیم کاربرد و سابقهای ندارد.
نماد چیست
در ادبیات حماسی و سنتی ایران، اسب اشقر (بادپای بور) نماد وفاداری، سرعت فوقالعاده، اصالت و حضور در میدانهای رزم شاهزادگان است. در توصیف انسانی نیز این کلمه در اشعار کهن (مانند خاقانی) نمادی برای اشاره به مردمان مناطق شمالی و نژاد روس بوده است.
جمعبندی و توضیح کامل اشقران
واژه «اشقران» یک ساختار لغوی عربیتبار با ریشه ثلاثی مجرد «شقر» است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه در اصل به معنای رنگی میان سرخ، زرد مایل به سرخ، یا بور و طلایی است و زمانی که به صورت «اشقران» به کار میرود، به دو فرد یا گروهی از انسانهای سرخمو و روشنچهره یا اسبهای اصیل زرینمو اشاره دارد.
در ادبیات کلاسیک فارسی، شاعران بزرگی همچون خاقانی از این واژه برای تصویرسازیهای زیبای خود بهره بردهاند؛ به طوری که گاه کنایه از نژادهای روشنرو و مردمان روس و گاه نمادی از اسبهای تیزتک و شاهانه در میدان جنگ است. علاوه بر این مفهوم وصفی، اشقران در متون جغرافیایی قدیمی نظیر نزهةالقلوب به عنوان نام یک منزلگاه باستانی در مسیر سنگان و تیران نیز ثبت شده است.