یعنی چه
بربطنواز به کسی گفته میشود که ساز بربط (بربت) را مینوازد. این واژه از ترکیب «بربط» (نام ساز زهی سنتی با کاسهٔ گلابیشکل) و «نواز» (از مصدر نواختن) ساخته شده است و معادل عودنواز، خنیاگر یا مطرب عود در ادبیات کهن به شمار میرود.
تلفظ
واژهٔ بربطنواز در زبان فارسی به صورت [بَربَطنَواز] تلفظ میشود. واژهٔ بربط نیز در زبان پهلوی و پارسی میانه ریشه دارد.
در جدول
در جدول کلمات متقاطع، پاسخ واژهٔ «بربطنواز» یک عبارت ۸ حرفی است. از دیگر پاسخهای احتمالی و کوتاهتر برای این مفهوم میتوان به بربطزن یا عودنواز اشاره کرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به نوازندهٔ این ساز قدیمی شرقی بیشتر از اصطلاح Oud player استفاده میشود. در متون تخصصی و کلاسیک موسیقی نیز واژهٔ Lutenist (نوازنده سازهای خانوادهٔ لوت و بربط) کاربرد دارد.
به فارسی
برگردانها و مترادفهای دقیق فارسی این واژه شامل عودنواز، بربطزن، بربطسرای و بربطی هستند. همچنین در متون قدیمی گاهی از واژهٔ عربی «عواد» نیز برای این مفهوم استفاده شده است.
جمعبندی و توضیح کامل بربط نواز
واژهٔ «بربطنواز» یک صفت مرکب فاعلی اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب نام ساز کهن «بربط» و ریشهٔ فعلی «نواز» (از نواختن) پدید آمده است. بربط یکی از قدیمیترین سازهای زهی مضرابخور ایرانی با کاسهای گلابیشکل و دستهای کوتاه است که در سیر تاریخی خود به جهان عرب رفت و با نام «عود» تکامل یافت. از همین رو، بربطنواز و عودنواز عملاً به یک تخصص و حرفهٔ موسیقایی اشاره دارند.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، بربطنواز صرفاً یک نوازندهٔ ساده نیست، بلکه نمادی از بزمهای شاهانه، طرب، صلح و هنر اصیل خنیاگری به شمار میرود. در اشعار عرفانی (مانند دیوان شمس مولانا) این واژه بار استعاری زیبایی دارد؛ بربطنواز گاه نماد عاشقی است که از خود اختیاری ندارد و نوای وجودش تنها با مضراب معشوق (خداوند) به صدا درمیآید.
از نظر ریشهشناسی، واژهنویسان کهن مانند دهخدا معتقد بودند «بربط» از دو بخش «بَر» (سینه) و «بَط» (مرغابی) تشکیل شده، چون ظاهر ساز شبیه سینه و گردن مرغابی است؛ هرچند پژوهشگران معاصر آن را مشتق از نام «باربد» (موسیقیدان نامدار ساسانی) یا دارای ریشهٔ مستقل پهلوی میدانند. این کلمه در قرآن کریم نیامده و کاملاً صبغهٔ ملی و ادبی دارد.