یعنی چه
این واژه ساختار فعلی دارد و از ترکیب پیشوند زینت «بـ» با فعل مضارع «نوازی» (از مصدر نواختن) ساخته شده است. بنوازی دو کاربرد عمیق در زبان فارسی دارد؛ نخست در معنای عاطفی یعنی دست محبت بر سر کسی کشیدن، تفقد و بزرگداشت دیگران، و دوم در حوزه هنر به معنی گریختن به دنیای نغمهها و به صدا درآوردن یک ساز موسیقی.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسر حرف اول (بِ)، فتح حرف دوم (نَ) و امتداد هجاهای بعدی به صورت «بِنوازی» است.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی با مضمون «ساز بزنی» یا «مهربانی کنی» کاربرد دارد و کلمهای ۶ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادل انگلیسی آن در زمینه موسیقی فعل play و در زمینه عاطفی افعالی نظیر caress، comfort یا cherish خواهد بود.
به فارسی
برگردانها و واژههای همتراز فارسی این کلمه شامل مواردی چون لطف کردن، آهنگ سر دادن، به صدا درآوردن ساز، و نواختن است که همگی مفهوم لطافتِ رفتار یا صدا را میرسانند.
جمعبندی و توضیح کامل بنوازی
واژه «بنوازی» یک ساختار فعلی اصیل در زبان فارسی است که ریشه در زبان پهلوی ساسانی و مصدر «niwāzitan» دارد. این واژه از گذشتههای دور با مفاهیمی چون خوشامدگویی، ملاطفت و به صدا درآوردن نغمهها گره خورده است و نشاندهنده پیوند عمیق میان رفتار انسانی و هنر موسیقی در فرهنگ ایرانی است.
در ادبیات کلاسیک فارسی، این فعل حضور چشمگیری دارد؛ به عنوان مثال شیخ اجل سعدی شیرازی در بیتی میفرماید: «رواست گر بنوازی و گر برنجانی» که در اینجا روی سخن با معشوق یا پروردگار است که با نگاهی سرشار از لطف و رحمت، بنده دلشکسته خود را مورد تفقد و دلجویی قرار میدهد.
از نظر ساختار دستوری، این کلمه از پیشوند زینت «بـ» همراه با بن مضارع «نواز» و شناسه دوم شخص مفرد «ی» تشکیل شده است. این واژه نمادی عینی از آرامش، هارمونی و ارتباط عاطفی نرم میان انسانهاست و فاقد هرگونه کاربرد یا ریشه خارجی مدرن در زبانهای دیگر است.