یعنی چه
واژه فیصلی به معنای شخص یا امری است که میان حق و باطل جدایی میاندازد و حکم نهایی را صادر میکند؛ این کلمه یک صفت نسبی یا تأکیدی ساختهشده از فیصل است.
تلفظ
این واژه به صورت فَیْصَلی تلفظ میشود که در آن حرف فاء و صاد دارای فتحه و حرف یاء اول دارای سکون است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، واژه فیصلی با ۵ حرف به عنوان پاسخ شناخته میشود و طراحان جدول معمولاً کلماتی چون داور، حاکم یا قاضی را به عنوان راهنما یا پاسخهای جایگزین آن مد نظر قرار میدهند.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی این واژه بسته به بافت متن شامل کلماتی است که به قاطعیت، داوری، حکمیت و نهایی بودن یک تصمیم اشاره دارند.
به فارسی
در زبان فارسی، مفاهیمی چون خاتمهدهنده، قاضی، حکمبرنده و امر تعیینکننده یا نهایی به عنوان برابرهای معنایی این واژه به کار میروند.
در قرآن
عین کلمه فیصلی در قرآن ذکر نشده است، اما ریشه سه حرفی آن یعنی ف-ص-ل و مشتقاتی مانند یوم الفصل (روز جدایی حق از باطل یا روز داوری) بارها در آیات الهی به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل فیصلی
واژه فیصلی ریشه در زبان عربی و کلمه فیصل دارد که در اصل به مفهوم بریدن، جدا کردن و خاتمه دادن به یک خصومت یا جریان اشاره میکند. این کلمه به عنوان یک صفت نسبی به هر شخص، حکم، یا ابزاری که بتواند تکلیف یک مسئله مبهم یا مورد اختلاف را به طور قطعی مشخص کند، اطلاق میگردد. در ادبیات کهن، حتی به شمشیر بران و تیزی که کار دشمن را یکسره میکرده نیز فیصل میگفتند.
اگرچه این واژه به صورت یک مدخل مستقل و بسیار رایج در تمام فرهنگهای لغات کلاسیک فارسی ثبت نشده است، اما کاربرد ترکیبی و مشتقشده آن (بهویژه در بافتهای زبانی مأخوذ از عربی و شبهقاره) به معنای تصمیم قطعی و نهایی کاملاً مشهود است. در نتیجه، فیصلی در زبان و ادبیات نمادی از قاطعیت، داوری عادلانه و مرزبندی صریح میان حق و باطل به شمار میرود.