یعنی چه
این اصطلاح به وضعیت، تحولات تاریخی و تغییر جایگاه اجتماعی و سیاسی طریقتهای صوفیانه در ایران از دورهٔ پس از سقوط صفویه (سدههای ۱۷ و ۱۸ میلادی به بعد) اشاره دارد؛ دورهای که با تقابل شدید فقها با صوفیان، هجرت برخی سلاسل به هند و در نهایت شکلگیری عرفان شیعی همراه بود.
تلفظ
این عبارت به صورت «تَصَوُّف» (تَ - صَ - وُّف) «پَس» (پَ) «اَز» (اَ) «صَفَویّه» (صَ - فَ - ویْ - یه) خوانده میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدول دربارهٔ تاریخ عرفان متأخر ایرانی، عبارت ۱۳ حرفی «تصوف پس از صفویه» یا جایگزینهای آن است.
به انگلیسی
در متون آکادمیک و تاریخنگاریهای غربی، برای اشاره به این دوره از تاریخ تصوف از این عبارات لاتین استفاده میشود.
نماد چیست
مهمترین نمادهای مادی این دوره کشکول و تبرزین (نشانه فقر اختیاری و درویشی سیار) و خرقه هستند. همچنین در بعد مفهومی، تغییر واژهٔ «تصوف» به «عرفان» نمادی از تلاش این جریان برای رهایی از تکفیر و تداوم حیات فکری در جامعهٔ پساصفوی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تصوف پس از صفویه
اصطلاح «تصوف پس از صفویه» یک مفهوم تاریخنگارانه در حوزه اندیشه و عرفان اسلامی است که دگرگونی عمیق ساختار طریقتها را پس از فروپاشی دولت صفوی توصیف میکند. در اواخر عهد صفوی و با قدرت گرفتن فقیهانی چون علامه مجلسی، صوفیان به شدت سرکوب و طرد شدند. این امر منجر به انزوا، گمنامی یا مهاجرت گسترده مشایخ صوفیه (مانند سلسله نعمتاللهی) به هندوستان شد.
با آغاز دوران قاجار، مشایخ صوفی مجدداً از هند به ایران بازگشتند و به احیای طریقت خود پرداختند. با این حال، آنها برای حفظ جان و فرار از اتهام تکفیر توسط فقهای قشری، به مرور زمان نام فعالیتهای خود را از «تصوف» به «عرفان» تغییر دادند تا مرز مشخصی میان سلوک نخبگانی خود با درویشیگری عامیانه ترسیم کنند.
ریشه واژه پایه یعنی تصوف، از ماده عربی «ص و ف» (پشم) گرفته شده که اشاره به پشمینهپوشی زاهدان نخستین دارد. اگرچه این ترکیب در متون کهن وجود ندارد، امروزه در پژوهشهای دانشگاهی برای بررسی گذار تصوف تشکیلاتی به عرفان نظری و شیعی کاربرد فراوانی دارد.