یعنی چه
ترشرو بودن کنایه از بدخلقی، بیدماغی و سردی روابط است. این حالت زمانی رخ میدهد که فرد به دلیل ناراحتی، عصبانیت یا آزارده خاطر بودن، عضلات چهره را درهم میکشد و با رفتاری غیردوستانه با اطرافیان روبهرو میشود.
تلفظ
این واژه از دو بخش اصلی «تُرش» (صفت طعم) و «رو» (به معنی چهره و صورت) به همراه مصدر «بودن» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این مفهوم معمولاً با کلماتی نظیر عبوس، اخمو، کالح یا بدعنق همپوشانی دارد و خودِ عبارت دارای ۹ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژههای متعددی برای انتقال این حس وجود دارد که بسته به شدت عبوس بودن انتخاب میشوند.
نماد چیست
در ادبیات و فرهنگ عامه فارسی، ترشرو بودن نماد نامهربانی، غرور و گاهی زهد ریایی (عبوسِ زهد) است. در تمثیلها، طعم ترش سرکه را به چهرهٔ فرد اخمو تشبیه میکنند، چنانکه سعدی شیرینی را نماد خوشرویی و سرکه را نماد ترشرویی میداند.
جمعبندی و توضیح کامل ترشرو بودن
واژهٔ «ترشرو بودن» یک صفت مرکب اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب مجازگونهٔ طعم «ترش» با واژهٔ «رو» (به معنی صورت) پدید آمده است. این اصطلاح با تصویرسازی زبانی دقیق، چهرهای درهمکشیده را به میوهای ترش تشبیه میکند و پدیدهای رفتاری و روانی را به شکلی ملموس نمایش میدهد.
در متون کهن و مذهبی نیز به این ویژگی اخلاقی اشاره شده است؛ برای نمونه در قرآن کریم مفهوم «عَبَسَ» (ترشرو شد) در سوره عبس و واژهٔ «کالِح» (کسی که چهرهاش از سختی درهم رفته) در سوره مؤمنون نمونههای برجستهٔ این توصیف هستند که نشاندهنده ابعاد اخلاقی و اجتماعی این صفت است.
این عبارت در جملات روزمره به عنوان یک ویژگی منفی شخصیتی به کار میرود؛ مانند: «او به خاطر مشکلات کاریاش مدتی است که با همکاران ترشرو شده است». در ادبیات فارسی، ترشرویی همواره در تضاد با گشادهرویی و بشاش بودن قرار میگیرد و به عنوان عاملی برای دوری گزیدن مردم از فرد بدخلق شناخته میشود.