یعنی چه
تجبر در لغت به معنای خود را بزرگ جلوه دادن، دست زدن به کارهای ظالمانه و رفتار توأم با تکبر و سرکشی است. این واژه معمولاً برای افرادی به کار میرود که با اتکا به قدرت یا موقعیت خود، به دیگران زور میگویند و رفتاری تحکمآمیز و مستبدانه دارند. در متون لغوی عربی، گاه به معنای ثانویه و غیررفتاری مانند ترمیم شدن استخوان شکسته یا بهبود حال بیمار نیز آمده است، اما در زبان فارسی منحصراً در همان معنای منفیِ اخلاقی یعنی غرور، استبداد و ظلم کاربرد دارد.
تلفظ
این کلمه مصدری از باب تفعّل در زبان عربی است و به صورت تَجَبُّر (Tajabbur) با تشدید روی حرف «ب» تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به سوالاتی با مفهوم تکبر، خودپسندی، زورگویی یا ستمگری میتواند واژه ۴ حرفی «تجبر» باشد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، از واژگان مربوط به غرور و خودپسندی یا واژگان مربوط به ظلم و استبداد حکومتها استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی نیز این واژه به عنوان مصدر باب تفعل با مفاهیمی همچون استکبار و ظلم شدید هممعنی است.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی و واژگان جایگزین آن شامل تکبر، خودپسندی، زورگویی، گردنکشی، خودکامگی، تحکم و ستمگری است که همگی بار معنایی منفی و استبدادی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل تجبر
واژه «تجبر» مصدری عربی از ریشه «ج-ب-ر» است که در فرهنگ لغات فارسی به مفاهیمی چون تکبر، خود بزرگبینی، زورگویی و رفتار مستبدانه اشاره دارد. اگرچه ریشه اصلی این کلمه در زبان عربی مفاهیمی دوگانه شامل «زور و قدرت» و همچنین «اصلاح و ترمیم (مانند جا انداختن استخوان)» را در بر میگیرد، اما در زبان فارسی و متون اخلاقی، منحصراً به عنوان یک صفت ناپسند انسانی به معنای طغیان و تحکم شناخته میشود.
این واژه پیوند ریشهای نزدیکی با کلماتی چون جبار، مجبور و اجبار دارد. اگرچه خودِ کلمه «تجبر» به صورت مستقیم در قرآن کریم نیامده است، مشتقات آن نظیر «جبار» بارها برای توصیف سرکشان و ستمگران تاریخ به کار رفته و در عین حال، به عنوان یکی از اسما الهی به معنی جبرانکننده یا مقتدر مسلط نیز شناخته میشود.
در مجموع، تجبر در ادبیات و متون کهن مظهر فرعونیت، ظلم و غرور سرکشانه است که در مقابل مفاهیم والایی مانند تواضع، فروتنی، خشوع و نرمخویی قرار میگیرد.