یعنی چه
این واژه در متون کلاسیک فارسی به معنای ممتنع بودن و عدم امکان وقوع یک پدیده به کار میرود. همچنین در برخی متون قدیمی به عنوان خشکسالی و نابودی زمین نیز تعبیر شده است. باید توجه داشت که این کلمه در زبان روزمره بسیار کمکاربرد است و نباید با واژه همآوای خود یعنی «امهال» (مهلت دادن) اشتباه گرفته شود.
تلفظ
این واژه به صورت مصدری و با کسر الف اول و سکون میم تلفظ میشود: اِمْحال.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، اگر نشانهای با عنوان ناممکن شدن یا غیرقابل وقوع بودن آمد، پاسخ پنج حرفی آن امحال است. توجه کنید که اگر نشانه مهلت دادن بود، پاسخ املایی آن امهال خواهد بود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم امحال (محال بودن و عدم امکان وقوع) از واژگانی که به عدم امکان اشاره دارند استفاده میشود.
به فارسی
از نزدیکترین واژهها و برگردانهای فارسی برای این مفهوم میتوان به شدنی نبودن، ممتنع، غیرممکن و غیرقابل انجام بودن اشاره کرد.
نماد چیست
در مفاهیم انتزاعی و ادبی، امحال نشاندهنده بنبستهای فکری و ساختاری، عدم امکان شکلگیری یک پدیده و ناتوانی در تحقق یک خواسته است.
جمعبندی و توضیح کامل امحال
واژه «امحال» یک مصدر عربیمآب در زبان فارسی است که در اصطلاح به معنای ناممکن بودن، محال بودن و غیرقابل وقوع شدن امور به کار میرود. این کلمه در ادبیات کهن گاهی به معنای قحطی و خشکسالی زمین نیز استفاده شده است، اما در زبان معاصر کاربرد بسیار محدودی دارد.
نکته بسیار مهم در بررسی این واژه، اختلاط املایی و معنایی آن با کلمه «امهال» است. در حالی که امحال از ریشه حول/حال برمیآید و به معنای ممتنع بودن است، واژه امهال از ریشه مهل به معنی فرصت دادن، به تاخیر انداختن بدهی یا عقوبت و مدارا کردن کاربرد دارد و این دو کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند.
در مجموع، امحال بازتابدهنده مفهوم عدم امکان و ناتوانی مطلق در تحقق یک امر است و در ساختارهای جدولی و متون ادبی دقیق برای اشاره به کارهای غیرقابل انجام و شدنینبودن استفاده میشود.