یعنی چه
حالت یا صفت دو یا چند چیز یا شخص که پیش از این به یکدیگر متصل، وابسته یا نزدیک بودهاند و اکنون رابطهشان از هم پاشیده یا فاصله فیزیکی، ساختاری و عاطفی میان آنها ایجاد شده است.
تلفظ
تلفظ روان این ترکیب وصفی به صورت نواخت پیوسته کلمات «از»، «هم»، «جدا» و «شده» در زبان فارسی معیوب است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، با توجه به تعداد حروف خواستهشده میتوانید از خود ترکیب یا مترادفهای دقیق آن استفاده کنید.
به انگلیسی
عبارت separated رایجترین معادل برای بیان جدایی فیزیکی یا قطع رابطه عاطفی میان افراد است.
به عربی
در زبان عربی متناسب با نوع جدایی (ساختاری، فیزیکی یا مفهومی) از مشتقات فصل، فک و قطع استفاده میشود.
به ترکی
کلمه Ayrılmış صفت مفعولی مستقیم به معنی جدا شده است و Kopmuş بیشتر برای بریدن و قطع شدن پیوندها به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل از هم جدا شده
ترکیب وصفی «از هم جدا شده» بیانگر وضعیت یا حالتی است که در آن یک اتصال فیزیکی، پیوند عاطفی یا ساختار یکپارچه از میان رفته و اجزا به صورت مستقل و دور از یکدیگر قرار گرفتهاند. ریشه واژه «جدا» در این ترکیب به زبانهای باستانی ایران (اوستایی و پهلوی) بازمیگردد که همواره معنای تمایز و انفکاک را با خود به همراه داشته است.
این مفهوم در ابعاد مختلف زندگی بشر کاربرد دارد؛ از فیزیک و مکانیک که به معنای فاصله گرفتن قطعات است، تا ابعاد اجتماعی و روانشناختی که به پایان یک رابطه یا گسست پیوندهای وابستگی اشاره میکند. در فرهنگ و ادبیات نیز مفاهیمی چون فراق و ابزارهایی مانند قیچی یا دیوار به عنوان نمادهای این وضعیت شناخته میشوند.