یعنی چه
واژهٔ «قابل پرستش» به ویژگی یا ماهیتی اشاره دارد که سزاوار بندگی، نیایش و تکریم مطلق است. این مفهوم در ادبیات دینی به ذات پروردگار دلالت میکند و در ادبیات عاشقانه و عمومی، به عنوان اغراق برای نشان دادن محبوبیت و زیبایی بیحد و حصر یک شخص یا پدیده به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب واژگانی به صورتِ «قا / بِ / لِ / پَ / رَس / تِش» (qābele parasteš) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت با توجه به تعداد حروف میتواند خود ترکیب «قابل پرستش» (۹ حرف)، «معبود» (۵ حرف) یا «اله» (۳ حرف) باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به بافت متن از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ در مفاهیم مذهبی و رسمی Worshipful یا Worthy of worship و در کاربردهای روزمره و عاطفی واژهٔ Adorable به کار میرود.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژگان جایگزین برای این ترکیب شامل کلماتی چون معبود، شایان ستایش، سزاوار نیایش، ستودنی و محترم هستند. در ریشهشناسی، این کلمه یک ترکیب عربی-فارسی است؛ «قابل» از ریشه عربی (قبل) به معنی پذیرنده و شایسته، و «پرستش» از ریشه باستان (pari-šta) به معنی ایستادن پیرامون کسی برای خدمت و تکریم است.
نماد چیست
در الهیات و فرهنگهای توحیدی، این مفهوم منحصراً نماد ذات پروردگار (الله) است و هرگونه شرک و بتپرستی را رد میکند. در هنر و فرهنگ عامه، این واژه نماد و استعارهای از کمالِ معشوق یا پدیدهای است که چنان تأثیر عمیقی بر روح میگذارد که فرد را به کرنش و تحسین وا میدارد.
جمعبندی و توضیح کامل قابل پرستش
ترکیب «قابل پرستش» یکی از مفاهیم کلیدی در حوزههای دین، عرفان و ادبیات است که مرز میان عشق مفرط و بندگی را ترسیم میکند. در نگاه مذهبی و کلامی، این صفت به طور مطلق و حقیقی تنها برازندهٔ ذات احدیت است؛ چنانکه در قرآن کریم نیز اگرچه این عبارت عینا وجود ندارد، اما مفهوم آن در قالب واژهٔ «إله» (معبود) و عبارات توحیدی مانند «لا إله إلا الله» به معنای هیچ موجود قابل پرستشی جز خدا نیست، متجلی شده است.
از سوی دیگر، در ادبیات غنایی و اشعار فارسی، شاعران و نویسندگان بارها از این تعبیر برای توصیف معشوق زمینی استفاده کردهاند. این کاربرد مجازی، نشاندهندهٔ اوج شیفتگی، کمال زیبایی و عظمت تودرتوی عواطف انسانی است که محبوب را در مرتبهای بالاتر از یک انسان معمولی و در جایگاه ستایش قرار میدهد.