یعنی چه
واژه معطل در زبان روزمره به کسی یا چیزی گفته میشود که در حالت انتظار، بیکاری یا بلاتکلیفی قرار دارد. همچنین برای دستگاهها یا سیستمهایی که از کار افتاده، غیرفعال یا متوقف شدهاند نیز به کار میرود. در ریشه اصلی خود به معنای متروک، خالی و رهاشده است.
تلفظ
این کلمه به صورت مُعَطَّل (با تشدید و فتح روی حرف ط) تلفظ میشود.
در جدول
در کلمات کلیدی جداول، برای راهنمای واژههایی چون بیکار، پا در هوا، عاطل، متروک یا ضایع، پاسخ چهار حرفی «معطل» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، از کلمات متفاوتی استفاده میشود؛ برای اشیاء و زمان بیکاری از idle و برای اشخاص منتظر از waiting یا delayed استفاده میکنند.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و از ثلاثی مجرد «ع ط ل» گرفته شده است که در زبان عربی نیز به همین صورت یا به شکل عاطل به کار میرود.
به فارسی
برابرهای اصیل یا رایج فارسی آن شامل تعابیری مثل بیکار مانده، چشمبهراه، بیاستفاده، رها شده و کارسازنشده است.
جمعبندی و توضیح کامل معطل
واژه «معطل» از ریشه عربی «ع ط ل» به معنای خالی بودن، رها شدن و بیبهره ماندن از زینت یا کار است. این کلمه در زبان فارسی کاربرد بسیار گستردهای دارد و بسته به بستر سخن، میتواند به انسانِ منتظر و بلاتکلیف، یا به ابزار و سیستمی که دچار وقفه و ازکارافتادگی شده است اشاره داشته باشد.
در متون کهن و مذهبی مانند قرآن کریم نیز این واژه به معنای متروک و بیصاحب ماندن به کار رفته است؛ چنانکه عبارت «بئر معطله» به چاه آب پربرکتی اشاره دارد که رها شده و کسی از آن استفاده نمیکند. در تداول امروزی، این کلمه بیشتر بار معنایی اتلاف وقت، انتظار در صف یا تاخیر در فرآیندها را به ذهن متبادر میسازد.