یعنی چه
واژه تنجر در فرهنگ لغات دارای چند معنای متفاوت است؛ در متون کهن و به صورت معرب به معنای دیگ، دیگچه و ظرف پختوپز است. در گویش دزفولی به حالت گلوگیر شدن و پریدن ناگهانی آب یا غذا در مجرای تنفسی (تنجر جستن) گفته میشود و در گویش مازندرانی به نوعی پرنده وحشیِ کوچکتر از مرغابی اشاره دارد.
تلفظ
این واژه بسته به معنا و بافت کاربردی آن به دو صورت تَنجَر (در معنای دیگ و ظرف کهن) یا تِنجِر (در گویشهای محلی مانند دزفولی و مازندرانی) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، واژه تنجر به عنوان پاسخ چهار حرفی برای راهنماهایی مثل «دیگچه»، «قابلمه» یا «نوعی ظرف پختوپز قدیمی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
بسته به ریشه مدنظر، در معنای ظرف پختوپز معادل Pot یا Cauldron و در معنای پریدن آب و غذا در گلو معادل Choking یا Aspiration است.
به فارسی
برگردان و معادلهای اصیل این واژه در زبان فارسی معیار شامل کلماتی چون دیگ، قابلمه، پاتیله، تاوه و واژه کهنِ تنگیره است.
نماد چیست
تنجر در معنای اصیل خود (دیگ) نمادی از آشپزی، تدارک طعام و برکت سفره در متون کهن است. در معنای عامیانه و گویشی نیز میتواند به صورت مجازی نماد یک رخداد ناگهانی، غافلگیری یا انسداد موقت باشد.
جمعبندی و توضیح کامل تنجر
واژه «تنجر» یک کلمه چندوجهی در زبان و گویشهای ایرانی است که در فارسی معیار امروزی کاربرد رسمی و فراوانی ندارد، اما ریشههای عمیقی در ادبیات کهن و فرهنگهای محلی دارد. این واژه از یک سو تغییریافته و معرب واژه پارسی کهن «تنگیره» یا «تنجیر» است که به معنای دیگ، دیگچه و پاتیله (ظرف پخت حلوای فراوان و طعام) به کار میرفته و حتی از طریق زبان عربی به صورت Tencere وارد زبان ترکی شده است.
از سوی دیگر، تنجر در فرهنگهای بومی ایران دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد؛ در گویش دزفولی به پریدن ناگهانی آب یا غذا در گلو که منجر به سرفه شدید میشود اشاره دارد و اصطلاح «تنجر جستن» از آن ساخته شده است. همچنین در گویش مازندرانی، این کلمه به عنوان نام نوعی پرنده وحشی و کوچک جثه (کوچکتر از مرغابی) شناخته میشود. بنابر این، بسته به بافت متن، معنای آن از یک ابزار آشپزی قدیمی تا یک اصطلاح پزشکی-عامیانه یا یک جاندار متغیر است.