یعنی چه
صورت تکیده به معنای چهرهای است که به دلیل عواملی چون بیماری، اندوه شدید، گرسنگی، کهولت سن یا تحمل سختیهای سنگین روزگار، چربی و گوشت خود را از دست داده، فرورفته و استخوانی به نظر میرسد. این عبارت از دو جزء «صورت» (چهره) و «تکیده» (از فعل تکیدن به معنی لاغر و فرسوده شدن) ترکیب شده است.
تنزلو و تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت «صُورَتِ تَکِیدِه» است. واژهٔ صورت ریشهٔ عربی دارد و تکیده واژهای کاملاً فارسی و صفت مفعولی از تکیدن است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، برای راهنماییهایی نظیر «چهره لاغر و رنجور» یا «صورت استخوانی و فرورفته»، عباراتی چون «صورت تکیده» (۹ حرف) یا «چهره نحیف» به عنوان پاسخ کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف چهرهای که گوشت آن آب شده و استخوانی است، بیشتر از صفتهای gaunt یا emaciated همراه با face استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی عبارات هممعنی و جایگزین برای این ترکیب عبارتند از: چهرهٔ نحیف، صورت نزار، رخسار استخوانی، چهرهٔ فرسوده، صورت لاغر و شکسته. متضادهای آن نیز شامل صورت فربه، چاق، شاداب و پرگوشت است.
نماد چیست
در ادبیات و تصویرسازیهای فرهنگی، صورت تکیده نمادی از تحمل مشقتهای بزرگ، فقر، اندوه جانکاه، بیماریهای طولانیمدت و یا فداکاری بیوقفه است که بر ظاهر فرد اثر گذاشته و شادابی را از چهرهٔ او ربوده است.
جمعبندی و توضیح کامل صورت تکیده
ترکیب وصفی «صورت تکیده» در زبان فارسی برای توصیف چهرههایی به کار میرود که شادابی و پر بودن خود را از دست داده و به حالتی استخوانی، نحیف و فرورفته درآمدهاند. این حالت معمولاً بازتابی از شرایط سخت درونی یا بیرونی فرد نظیر کهولت سن، گرسنگی، بیماریهای فرساینده یا غم و اندوه شدید است که گوشت تن را آب میکند.
از منظر واژهشناسی، کلمهٔ «تکیده» از فعل فارسی تکیدن مشتق شده که در تداول عامه به معنی لاغر و فرسوده شدن است. این واژه در کنار «صورت»، تصویری کاملاً ملموس از رنج و سختی روزگار را در ادبیات و گفتگوهای روزمره پدید میآورد و نمادی عینی از فرسودگی جسمی و روحی به شمار میرود.