یعنی چه
خداگرایی به معنای تمایل، توجه و باور درونی یا فکری انسان به سمت خداوند است؛ اعتقاد به اینکه خدا مبدأ، مالک و فرجام همه هستی است. در مباحث کلامی، این واژه اغلب به کشش فطری انسان به سوی کمال مطلق اشاره دارد و در بافت فلسفی گاه در برابر انسانگرایی (اومانیسم) یا خداناباوری قرار میگیرد. از آنجا که این واژه یک مفهوم کلاسیک و اعتقادی است، تعریف آن بر همین پایه استوار است.
در جدول
در کلمات متقاطع و جداول شرح در متن، پاسخ این مفهوم واژه ۸ حرفی «خداگرایی» یا معادلهای آن نظیر «خداباوری» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Theism دقیقترین معادل فلسفی برای خداگرایی است. توجه شود که این مفهوم با Deism (دادارباوری) که خدا را صرفاً علت نخستینِ بدون دخالت در جهان میداند، تفاوت دارد.
به فارسی
واژههای مترادف و همراستا در زبان فارسی عبارتند از: خداباوری، خداجویی، خداپرستی، حقگرایی و الهیگرایی. همچنین متضادهای آن خداناباوری (آتئیسم)، مادیگرایی (ماتریالیسم) و الحاد هستند. این کلمه از ترکیب «خدا» و «ـگرایی» (از مصدر گراییدن) ساخته شده است.
در قرآن
خود واژهٔ «خداگرایی» به دلیل معاصر و فارسی بودن در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مفهوم دقیق آن تحت عنوان «فطرت» و گرایش ذاتی بشر به سمت خدا در آیات متعددی ذکر شده است؛ مانند آیه ۳۰ سوره روم (...فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا...) و آیه ۶۵ سوره عنکبوت که به بازگشت ناخودآگاه انسان به خدا در سختیها اشاره دارد.
نماد چیست
برای این مفهوم فکری و کلامی، نماد فیزیکی یا تصویری رسمی خاصی ثبت نشده و از نظر نمادشناسی مستقل، «نامشخص» است. با این حال، در ادبیات عرفانی گاه از استعارههایی چون «حرکت قطبنما» یا «کشش ذره به سمت خورشید» برای توصیف آن استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل خداگرایی
خداگرایی یک واژه ترکیبی در زبان فارسی معاصر است که از دو جزء «خدا» و «گرایی» (میل و آهنگ چیزی را کردن) تشکیل شده است. این اصطلاح در ابعاد فلسفی، کلامی و اعتقادی به کشش درونی، تمایل فکری و باور بنیادین انسان به وجود خداوند به عنوان محور و آفریننده هستی اشاره دارد. در بافتهای گوناگون، این کلمه معادل واژه انگلیسی Theism شمرده میشود و در تقابل مستقیم با جریانهایی چون خداناباوری و مادیگرایی قرار میگیرد.
اگرچه خود این واژه به لحاظ ساختار زبانی در متون کهن یا آیات قرآن به چشم نمیخورد، اما درونمایه و معنای آن کاملاً ریشه در مفاهیم اصیلی مانند «فطرت انسان» دارد؛ فطرتی که بر اساس دیدگاههای دینی، بشر را بدون آموزش پیشین به سمت کمال مطلق و آفریدگار جهان سوق میدهد. این مفهوم فاقد یک نماد فیزیکی خاص در آیینهاست و بیشتر یک جریان فکری و شهودی به شمار میرود.