یعنی چه
واژه اجباری به هر امر، حکم یا کاری اطلاق میشود که فرد بر اساس قانون، دستور یا شرایط محیطی ملزم به انجام آن است و اراده و اختیار شخصی در تعیین یا تغییر آن نقشی ندارد. این کلمه به عنوان واژهای معمولی و کلاسیک، تعریف مشخصی دارد و در قوانین حقوقی، آموزشی و اجتماعی به وفور به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره روی همزه (اِ)، سکون جیم، فتح باء و الف کشیده، و نهایتاً یای مجهول در انتهای کلمه به صورت (اِجباری) صورت میگیرد.
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، کلمه شش حرفی «اجباری» پاسخ مستقیم برای پرسشهایی با مفهوم «لازمالاجرا»، «غیراختیاری» یا «زورکی» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به بافت متن از واژههای متفاوتی استفاده میشود؛ به عنوان مثال برای قوانین رسمی و آموزشی از Compulsory و Mandatory بهره میبرند.
به فارسی
برابرهای پارسی و واژگان مترادف سنتی این کلمه شامل مواردی چون الزامی، تحمیلی، اضطراری، قهری، مکرَه، حتمی، موظف و زورکی است که در بافتهای مختلف جایگزین آن میشوند.
جمعبندی و توضیح کامل اجبارى
واژه «اجباری» از ترکیب اسم مصدر عربی «إجبار» (از ریشه ثلاثی مجرد جـبـر به معنای واداشتن و فشار) همراه با پسوند نسبت فارسی «ـی» ساخته شده است. این کلمه در ساختار دستوری زبان فارسی به عنوان صفت نسبی به کار میرود و نشاندهنده موقعیتهایی است که اراده انسان در آن نقشی ندارد. در فرهنگهای لغت فارسی مانند معین، این واژه در گذشته به عنوان اصطلاحی برای «خدمت نظام وظیفه یا سربازی» نیز استفاده میشده است.
از نظر کاربرد در متون کهن و مذهبی، خودِ لفظ «اجباری» یا «اجبار» در قرآن کریم به کار نرفته است. در ادبیات قرآنی برای رساندن این مفهوم از ریشه «کـرـه» و واژه «اکراه» استفاده میشود که نمونه بارز آن آیه ۲۵۶ سوره بقره («لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ») است که مفهوم عدم اجبار در پذیرش دین را تبیین میکند.
این کلمه متضاد واژههایی چون اختیاری، ارادی و انتخابی است. در مفاهیم بصری و نمادین مدرن، مفهوم اجبار معمولاً با نشانههایی چون غل و زنجیر، دستبند یا تابلوهای راهنمایی و رانندگیِ دستوری و الزامی تصویرسازی میشود و نشانگر محدود شدن دایره انتخابهای فردی است.