یعنی چه
تباه در زبان فارسی به معنای ضایع، فاسد، ویران، باطل و از بینرفته است. این واژه زمانی به کار میرود که چیزی ویژگیهای مثبت، کارایی یا سلامت خود را کاملاً از دست داده و دچار زوال یا نابودی شده باشد.
متضاد
واژههایی که مفهوم مقابل تباهی، خرابی و زوال را میرسانند و بر سلامت، سازندگی و پایداری دلالت دارند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمه تباه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای فاسد، خراب یا ضایع استفاده میشود و دقیقاً چهار حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی فوق برای انتقال مفهوم خرابی، هدررفت یا سقوط اخلاقی و فیزیکی به کار میروند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ریشههای فساد، ضیاع و هلاکت استفاده میشود که با معنای تباهی همپوشانی کامل دارند.
جمعبندی و توضیح کامل تباه
واژه «تباه» یک کلمه اصیل و بومی ایرانی است که ریشه در زبان فارسی میانه (پهلوی) و واژه «تَپاه» (tapāh) دارد. این واژه از دیرباز در ادبیات فارسی برای توصیف از دست رفتن ارزش، سلامت یا کارایی یک چیز به کار میرفته است. در متون کهن، تباه شدن نهتنها برای اشیاء مادی، بلکه برای مفاهیم معنوی مانند روزگار، بخت یا عمر نیز استفاده میشده است.
ترکیبهای فعلی ساخته شده با این واژه مانند «تباه کردن» یا «تباه شدن» امروزه نیز در زبان روزمره کاربرد فراوانی دارند؛ به عنوان مثال عبارت «کار تباه شد» به معنای به بنبست رسیدن یا خراب شدن یک برنامه یا اقدام است. این کلمه در طول قرنها اصالت ساختاری خود را حفظ کرده و بدون تغییر بنیادین به فارسی معاصر رسیده است.
از نظر مفهوم فرهنگی و ادبی، تباهی نمادی از فرجام دوری از اصل، سقوط اخلاقی و تسلیم شدن در برابر زوال زمان است. اگرچه خود واژه عینا در متن عربی قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم قرآنی نظیر «فَساد» و «تَبّ» (به معنی زیان منجر به هلاکت) دقیقاً همان بار معنایی تباهی را در بر میگیرند و ترجمههای فارسی قرآن معمولاً از این کلمه برای برگردان آن مفاهیم استفاده میکنند.