یعنی چه
این ترکیب دو کاربرد کاملاً متفاوت دارد: ۱. در منطق و ریاضی، به گزاره یا جملهای میگویند که شامل «سُور» (ادات تعیین کمیت مثل «هر» یا «بعضی») باشد تا دامنهٔ مصادیق آن مشخص شود. ۲. در گویش مازندرانی، «سور» دگرگونشدهٔ واژهٔ سرو است و «دار» یعنی درخت؛ بنابراین به معنی «درخت سرو» یا «سرو جنگلی» است.
تلفظ
در اصطلاح منطقی و ریاضی به صورت سُور دار (sūr-dār) با ضمه روی سین تلفظ میشود و در گویش بومی شمال ایران به صورت سْوِر دار تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنمای «درخت سرو در گویش مازندرانی» یا «گزارهای که ادات کمیت دارد در منطق» کاربرد دارد و دقیقاً ۶ حرف است.
به انگلیسی
در متون علمی و ریاضی برای اشاره به گزاره یا فرمول سوردار از واژه Quantified استفاده میشود. در حوزه گیاهشناسی و زبان عامیانه، معادل انگلیسی آن همان درخت سرو است.
به عربی
در کتب منطق اسلامی به این نوع جملات، قضیه محصوره یا مسوره میگویند که مرزبندی شده است. در طبیعت نیز معادل شجرة السرو خوانده میشود.
در قرآن
خودِ واژهٔ ترکیبی «سور دار» در قرآن مجید به کار نرفته است. با این حال، ریشهٔ بخش اول آن یعنی «سُور» به معنی دیوار، بارو و حصار در آیه ۱۳ سوره مبارکه حدید آمده است: «...فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بَابٌ...» (پس میان آنها دیواری زده میشود که دربی دارد). همچنین کلمه سوره در قرآن نیز از همین ریشه و به معنی بخشِ حصارشده و جداکننده است.
جمعبندی و توضیح کامل سور دار
واژه ترکیبی «سور دار» بسته به بستری که در آن به کار میرود، دو معنای کاملاً مجزا و مستقل را متبادر میکند. در اصطلاح ریاضی، منطق و فلسفه، این واژه صفتی برای گزارهها یا فرمولهایی است که به ادات تعیین کمیت (مانند هر، بعضی، هیچ) مجهز شدهاند تا مرز و دامنه مصادیق آنها مشخص باشد. این اصطلاح از واژه وامگرفتهشدهٔ «سور» به معنی حصار شهر ریشه میگیرد.
از سوی دیگر، در بومشناسی و گویشهای کناره دریای خزر (بهویژه زبان مازندرانی)، این ترکیب به معنی «درخت سرو» است. در این گویش، واژه «سور» دگرگونشده کلمه سرو بوده و «دار» نیز اصطلاحی اصیل و کهن به معنی چوب و درخت است که در ترکیبهای دیگری مانند دار و درخت نیز دیده میشود.