یعنی چه
محجوب شدن در لغت به معنای پوشیده شدن، مستور شدن و از دیدهها پنهان شدن است. این واژه در متون دینی و عرفانی به معنای محروم شدن و بازداشته شدن از درک یک حقیقت یا قرب الهی (افتادن پرده غفلت میان بنده و خدا) به کار میرود. همچنین در عرف عامیانه و امروزی، به حالت باحیا شدن، کمرو شدن و خجالتزده شدن یک شخص نیز اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب فعلی به صورت «مَحْجُوبْ شُـدَنْ» است که واژه نخست آن بر وزن مفعول ادا میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، عبارت «محجوب شدن» دقیقاً دارای ۸ حرف است. بسته به طراح جدول، معادلهای دیگری چون مستور شدن یا مخفی شدن نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
با توجه به بافت متن، در معنای مادی و معنوی (پوشیدگی) از افعالی مانند to be veiled یا to be concealed استفاده میشود و در معنای اخلاقی و رفتاری، عبارت to become shy یا to become bashful به کار میرود.
به عربی
در زبان عربی که ریشه اصلی این واژه (ح ج ب) از آن گرفته شده است، افعالی نظیر «احتجب» یا «انحجب» برای بیان حالتِ پنهان شدن و پردهنشینی، و فعل مجهول «حُجِبَ» برای مورد حجاب قرار گرفتن استفاده میشود.
به فارسی
برگردانهای خالص فارسی و مترادفهای دقیق این واژه شامل عباراتی چون پوشیده شدن، پنهان شدن، در پرده رفتن، مخفی شدن و در حس اخلاقی، باحیا شدن و باآزرم گشتن است.
جمعبندی و توضیح کامل محجوب شدن
واژه «محجوب شدن» یک ترکیب فعلی عربی-فارسی است که از ریشه ثلاثی «حجب» به معنی پوشاندن و مانع شدن گرفته شده است. این عبارت در زبان فارسی در سه ساحتِ مادی (پنهان شدن و مستور گشتن از دیدهها)، عرفانی-دینی (محروم شدن از رحمت، قرب الهی و حقیقت که در آیه ۱۵ سوره مطففین نیز به آن اشاره شده) و اخلاقی-عامیانه (با حیا، نجیب و کمرو شدن) کاربرد عمیقی دارد.
در ادبیات نمادین فارسی، مفاهیمی چون «پرده» یا «ابر» به عنوان نمادهای حجاب مطرح میشوند که مانع تجلی نور یا حقیقت میگردند؛ بنابراین محجوب شدن به نوعی گرفتار شدن در ظواهر یا غفلت قلبی را نیز در ادبیات کنایهای بازگو میکند.