یعنی چه
این عبارت یک اصطلاح بومی و گویشی (به احتمال زیاد مازندرانی) است که به ابزار، وسیله یا تیرکی خاص در تلهگذاری برای صید و شکار پرندگان (مانند پرنده ابیا) در مناطق شمالی ایران اشاره دارد و در واژهنامههای معیار ثبت نشده است.
تلفظ
تلفظ این ترکیب بومی به صورت «دَکَلِهِیِ اَبکَلگیری» (Dakele-ye Abkal-giri) است که بر اساس گویشهای محلی شمال ایران شکل گرفته است.
در جدول
در جدولهای متقاطع و طراحان سوال، پاسخ این اصطلاح ۱۲ حرفی، خودِ عبارت «دکله ابکل گیری» یا مفاهیمی چون «تله شکار پرنده» است.
به انگلیسی
به دلیل بومی بودن واژه، معادل دقیق یککلمهای ندارد و از عبارات توصیفی مربوط به ابزارهای صید پرندگان استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان فارسی معیار برای این اصطلاح شامل «تله صید پرندگان»، «دامِ گستردنی» و «ابزار بومی شکار پرنده» است.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و بومی، این عبارت نمادی از زیرکی در دامگستری، مهارتهای صیادی سنتی و تعامل معیشتی انسانهای گذشته با طبیعت و حیات وحش منطقه به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دکله ابکل گیری
عبارت «دکله ابکل گیری» یک اصطلاح کاملاً بومی و گویشی متعلق به مناطق شمالی ایران (بهویژه مازندران) است. این واژه در فرهنگ لغتهای رسمی و معیار زبان فارسی مانند دهخدا، معین یا عمید به عنوان یک مدخل مستقل و عمومی ثبت نشده است، بلکه در فرهنگنامههای محلی به ابزار یا ساختاری تیرکمانند برای برپا کردن تله و صید پرندگان وحشی (بهخصوص پرندهای به نام ابیا) دلالت دارد.
از نظر ساختار واژگانی، بخش اول یعنی «دکله» به معنای ستون یا تیرک کوچک است و بخش دوم یعنی «ابکلگیری» احتمالاً ساختار دگرگونشده یا محلی از واژه «ابیاگیری» یا شیوهای خاص از صید پرندگان آبزی و کنارآبزی است. بنابراین، کاربرد آن کاملاً تخصصی، محلی و محدود به ادبیات شکار سنتی شمال کشور است.
در بازیهای فکری و جدول کلمات، این ترکیب به عنوان یک چالش ۱۲ حرفی شناخته میشود. با توجه به نبود آن در متون رسمی، در صورتی که در منبعی غیر از ادبیات بومی شمال دیده شود، احتمال میرود یک خطای شنیداری، تحریف املایی یا اشتباه تایپی از ترکیب واژههای دیگری نظیر دکله و کلهگیری باشد.