یعنی چه
واژه اباری در متون لغتنامهای کهن (با ضبط اَبیاری) به نوعی پارچه دیبای لطیف، نازک و راهراه اشاره دارد که در شهر ابیار مصر بافته میشد. همچنین در تحلیلی دیگر، این واژه میتواند صفت نسبی ساخته شده از «آبار» (جمع بِئر به معنی چاه) باشد که به معنی وابسته به چاهها، آبهای زیرزمینی یا امور آبیاری است.
تلفظ
در متون کهن و اصیل به صورت اَبیاری (Abyāri) ضبط شده است، اما در مصطلح جدولنویسی و برخی واژهنامهها به صورت اَباری (Abāri) نیز خوانده و نوشته میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این کلمه ۵ حرفی معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «نوعی پارچه قدیمی»، «نوعی کبوتر» یا «منسوب به چاهها» به کار میرود.
به انگلیسی
با توجه به زمینه معنایی، برای جامه و قماش از اصطلاح Abyari silk یا Abyari fabric استفاده میشود و در زمینه مهندسی آب و کشاورزی معادل well-related یا مربوط به منابع آب زیرزمینی کاربرد دارد.
به فارسی
معادلهای فارسی مستقلی که برای وجه قماش آن در نظر گرفته میشود شامل دیبا، حریر، قماش، برد و پرنیان است. در وجه دیگر نیز به واژههایی چون آبی، آبیاریشده و وابسته به چاه اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل اباری
واژه «اباری» یا «ابیاری» از جمله کلماتی است که در ادبیات کهن و لغتنامههای کلاسیک نظیر دهخدا جایگاه ویژهای دارد. بر اساس مستندات تاریخی، ریشه اصلی این واژه به شهر «ابیار» در کشور مصر برمیگردد؛ منطقهای که در گذشته به بافت پارچههای کتان و دیبای بسیار لطیف و خطدار شهرت داشته و نظام قاری نیز در اشعار خود در وصف قماش از آن یاد کرده است.
از سوی دیگر، این کلمه در برخی ساختارهای زبانی به عنوان صفت نسبی از کلمه عربی «آبار» (به معنی چاهها) برداشت میشود. در این حالت، مفهوم آن با منابع آب، چاههای دشت و اصطلاحات سنتی کشاورزی پیوند میخورد، هرچند که کاربرد آن در فارسی معیار امروز به این شکل بسیار نادر است.
علاوه بر مفاهیم پارچه و آب، در فرهنگهای فرعی لغت به نوعی کبوتر و نوعی پرستو نیز اباری یا ابیاری گفته شده است. امروزه این واژه بیشتر در کاربردهای تخصصی ادبی، متون تاریخی کشاورزی و به طور ویژه در طراحی جدولهای کلمات متقاطع به عنوان یک کلمه پنج حرفی کلیدی مورد استفاده قرار میگیرد.