یعنی چه
تابس دورسالیس (Tabes dorsalis) یک بیماری تخریبکننده و پیشرونده در سیستم عصبی مرکزی است که به دلیل عدم درمان یا درمان ناقص بیماری سیفلیس در مراحل پیشرفته (نوروسیفلیس دیررس) رخ میدهد. این عارضه مشخصاً باعث تخریب ستونهای خلفی طناب نخاعی و ریشههای عصبی مربوطه میشود و علائمی چون دردهای ناگهانی و شدید (تیرکشنده)، اختلال در تعادل و راه رفتن، کاهش حس عمقی و ارتعاش، و اختلالات مثانهای را به همراه دارد.
تلفظ
این اصطلاح پزشکی به صورت «تابِس دورسالیس» (تلفظ لاتین و انگلیسی: /ˌteɪbiːz dɔːrˈseɪlɪs/) بیان میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این اصطلاح ۱۲ حرفی به عنوان پاسخ برای طراحانی که «بیماری تحلیل نخاعی ناشی از سیفلیس» یا «آتاکسی حرکتی» را مد نظر دارند، استفاده میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی و متون علمی جهان از همان واژه اصیل لاتین Tabes dorsalis استفاده میشود.
به فارسی
در زبان فارسی معادل تکواژهای بومی برای آن وجود ندارد و پزشکان از خودِ وامواژه استفاده میکنند؛ اما عبارات توصیفی نظیر «تحلیل رفتگی ستون پشتی نخاع» یا «آتاکسی حرکتی» به عنوان برگردان مفهومی آن به کار میروند.
نماد چیست
این اصطلاح در پزشکی نماد و شاخص عوارض پیشرفته و ویرانگر ساختاری سیستم عصبی در اثر بیماریهای مقاربتی درماننشده است. از نظر بالینی نیز با نشانههای خاصی مانند «مردمک آرگیل-رابرتسون» (عدم واکنش مردمک به نور در عین حفظ تطابق) شناخته میشود.
معنی انگلیسی/خارجی
این اصطلاح کاملاً ریشه در زبان لاتین دارد. واژه اول یعنی Tabes به معنای «تحلیل رفتن، آب شدن یا پوسیدگی» است و واژه دوم یعنی Dorsalis به معنی «پشتی یا مربوط به پشت» میباشد که مجموعاً به تخریب و زوال ستونهای خلفی طناب نخاعی اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل تابس دورسالیس
تابس دورسالیس یک سندرم بالینی و واژهای کاملاً تخصصی در حوزه نورولوژی است که سیر پیشرونده عفونت مزمن سیفلیس را در صورت عدم مداخله درمانی نشان میدهد. این بیماری با هدف قرار دادن بخش پشتی نخاع، هماهنگی حرکتی فرد را مختل کرده و راه رفتن او را با مشکل مواجه میسازد.
به دلیل ریشه لاتین و ماهیت آکادمیک این اصطلاح، در زبان فارسی عیناً به عنوان یک وامواژه علمی مورد استفاده قرار میگیرد و فاقد ریشههای واژگانی یا همخانوادههای سنتی در ادبیات فارسی است. شناسایی این عارضه در پزشکی مدرن با بررسی رفلکسها و علائم حسی انجام میشود.