یعنی چه
این ترکیب در زبان فارسی هم به صورت صفت فاعلی و هم صفت مفعولی به کار میرود؛ در نقش صفت فاعلی به معنای کسی است که دانههای گوهر و مروارید را در داخل فلز یا شیء دیگری جای میدهد (ترصیعکننده) و در نقش صفت مفعولی به شیء یا زینتی گفته میشود که دانههای ریز و درشت جواهر بر روی آن کار گذاشته شده است.
تلفظ
این واژه از دو بخش «دانه» (dā-neh) به کسر نون در حالت ترکیبی و «نشان» (ne-šān) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند مرصع، گوهرنشان، زرنشان یا نگیننشان به عنوان هممعنی یا پاسخهای جایگزین کاربرد دارند.
به انگلیسی
برای توصیف اشیایی که با دانههای ریز جواهر تزئین شدهاند از این عبارات انگلیسی استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح مرصع دقیقترین معادل برای اشیایی است که روی آنها دانه پاشی و جواهرنشانی شده است.
به فارسی
واژههای سره و ترکیبات همارز فارسی برای این کلمه شامل گوهرنشان، نگیننشان، زرنشان و گوهرآمود هستند که همگی به آراستن اشیاء با سنگهای قیمتی اشاره دارند.
در قرآن
ترکیب «دانه نشان» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال برای اشاره به مفاهیم مشابه مانند تختها و لباسهای آراسته به جواهر و مروارید در بهشت، از واژههایی نظیر «موضونة» (بافته شده با جواهر و طلا در سوره واقعه) استفاده شده است.
نماد چیست
در فرهنگ و ادبیات ایرانی، دانه نشان بودنِ اشیایی مثل تاج، خنجر، انگشتر یا کمربند، نمادی از تجمل، ثروت، اقتدار پادشاهی و هنر دست فوقالعاده ظریف به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل دانه نشان
واژه «دانه نشان» یک اصطلاح اصیل و مرخم در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «دانه» (به مجاز یعنی دانههای ریز مروارید، یاقوت و سنگهای قیمتی) و «نشان» (از ماده مضارع نشاندن) ساخته شده است. این اصطلاح هم به هنرمندی اشاره دارد که سنگهای قیمتی را روی ظروف، سلاحها یا زیورآلات پایهگذاری میکند و هم توصیفکننده خود آن شیء زینتی و قیمتی است.
در هنرهای سنتی ایران مانند جواهرسازی و مخراجکاری، این واژه کاربرد تخصصی دارد. اشیاء دانه نشان همواره در طول تاریخ نمادی از ثروت، شکوه ملوکانه و اوج ظرافت هنر دست ایرانیان بودهاند و در اشعار کلاسیک نیز به عنوان کنایهای از آراستگی و زیبایی مبهوتکننده به کار رفتهاند.