یعنی چه
المقمع در لغت به معنی اسم ابزار (از ریشه قمع) است و به گرز، عمود آهنی، مطرقه یا تازیانهای از آهن اطلاق میشود که برای تنبیه، رام کردن یا فرو نشاندن سرکشی و سرکوب افراد استفاده میشده است.
تلفظ
این واژه در اصلِ عربی با کسر میم اول به صورت «المِقْمَع» تلفظ میشود که بر وزن مِفْعَل (اسم ابزار) است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی مانند گرز، دبوس و عمود آهنی به عنوان پاسخ هممعنی شناخته میشوند و خود واژه المقمع ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
برای مفهوم ابزاری آن از واژههای مربوط به گرز آهنی و برای مفهوم استعاری و مدرن آن از واژههای مربوط به سرکوب استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی کلاسیک، المقمع یا المقمعة به ابزارهای آهنی سنگین برای ضربه زدن و رام کردن اشاره دارد.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل گرز، عمود آهنی، مطرقه و دبوس در معنای مادی، و واژههایی چون سرکوبگر و فرونشاننده در معنای انتزاعی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل المقمع
واژه «المقمع» در اصل یک لفظ عربی مشتق از ریشه سه حرفی (ق م ع) است که به عنوان اسم ابزار ساخته شده است. این کلمه در متون کهن لغوی و دینی به معنی گرز، عمود آهنی یا تازیانه سنگینی است که برای تنبیه، مغلوب کردن و فرونشاندن سرکشی جباران و سرکشان به کار میرفته است. در قرآن کریم نیز شکل جمع این واژه به صورت «مقامع» در آیه ۲۱ سوره حج (وَلَهُمْ مَقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ) در توصیف ابزارهای عذاب دوزخیان آمده است.
در کاربردهای معاصر و ادبیات سیاسی مدرن، این واژه و مشتقات آن بیشتر به صورت استعاری به معنای عامل یا ابزار سرکوب، خفقان و کنترل اجباری جامعه به کار میروند. اگرچه این کلمه در زبان گفتاری و روزمره فارسی رایج نیست، اما شناخت آن در فهم متون کهن، تفاسیر قرآنی و متون سیاسی-ادبی اهمیت دارد.