یعنی چه
این واژه در لغت و متون کهن دو معنای عمده دارد: نخست در وجه اساطیری به عنوان ریشهٔ نام ضحاک که به معنای «سوزاننده»، «گزنده» یا «مخرب» است و در ریشهشناسی سنتی آن را مخفف «دهاک» به معنی «دارای ده عیب» (مانند ستم و بدزبانی) دانستهاند. دوم در ریاضیات و شمارش، به معنای مراتب عشرات یا همان ده-ده شمردن و مرتبه دهگان در اعداد است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتحهٔ حرف اول به صورت دَهاک (Dahāk) است که از صورت اوستایی اَژیدَهاکَ (Aži-dahāka) بازمانده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به عنوان ریشهٔ ضحاک، شاه ماردوش یا مراتب دهتایی اعداد، کلمهٔ «دهاک» با ۴ حرف است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این موجود اساطیری و پادشاه اژدهاگونه از نگارش Dahak یا واژه کامل اسطورهای Azhidahaka استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه در بافت تاریخی و اسطورهای «ضحاک»، «اژدهاک» و «بیوراسب» هستند و در بافت شمارش ریاضی به صورت «دهگان» یا «مراتب دهتایی» بیان میشود.
نماد چیست
در فرهنگ و اساطیر ایرانی، دهاک مظهر و نماد مطلقِ ظلم، استبداد مهارنشدنی، خوی اهریمنی و نیروهای مخرب و سوزاننده طبیعت است که در نهایت به دست فریدونِ دادگر به بند کشیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل دهاک
واژه «دهاک» یک نام باستانی با دو کاربرد کاملاً متمایز در فرهنگ ایرانی است. از یک سو در پهنه اساطیر و زبانهای ایران باستان (اوستایی)، بخش دوم نام «اژیدهاک» بوده که معنای سوزاننده و گزنده دارد و نویسندگان دوره اسلامی آن را معرب کرده و به صورت «ضحاک» درآوردند. این چهره اسطورهای در شاهنامه و روایات کهن، نماد بیدادگری و مظهر اهریمن است.
از سوی دیگر، این واژه در متون کهن لغوی و ریاضی به عنوان یک اصطلاح برای شمارش به کار میرفته و نشاندهنده مراتب عشرات یا همان مرتبه دهگان در اعداد است. بنابراین دهاک هم ارزش اسطورهشناختی عظیمی در تبارشناسی نمادهای ملی دارد و هم یک واژه کهن در دانش حسابداری و ریاضیات سنتی به شمار میرود.