یعنی چه
این عبارت یک کنایه ادبی و عامیانه کاملاً جاافتاده در زبان فارسی است که برای توصیف اوج تنگدستی، نداری و دستخالی بودن مادی به کار میرود؛ به این معنی که فرد حتی کمترین و ابتداییترین چیزها را هم در زندگی خود ندارد.
در جدول
در پاسخ به سؤالات جدول کلمات متقاطع با موضوع اوج فقر و بیچیزی، عبارت «آه در بساط نداشتن» با ۱۴ حرف یا معادلهای آن نظیر مفلس، نادار و تهیدست کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم فقر شدید و نداشتن هیچگونه دارایی، از اصطلاحات کنایی فوق استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی اصطلاحات کنایی دقیقی وجود دارد که نشاندهنده فقر مطلق و نداشتن کمترین امکانات زندگی است.
به فارسی
معادلهای دقیقتر و سره این اصطلاح در زبان فارسی شامل واژههایی چون تهیدستی، مسکنت، بیچیزی، تنگدستی، ناداری، فقر و افلاس است.
جمعبندی و توضیح کامل آه در بساط نداشتن
عبارت «آه در بساط نداشتن» یکی از زیباترین و ریشهدارترین کنایههای زبان فارسی برای تصویرسازی از اوج فقر است. واژه «بساط» به معنی فرش، حصیر یا هر آن چیزی است که در خانه پهن میکنند. در زمان قدیم، حتی فقیرترین افراد دستکم یک حصیر کهنه در خانه داشتند که روی آن بنشینند و ناله یا آهی از دل برآورند؛ این اصطلاح با اغراقی ظریف میگوید فرد حتی آن بساط اندک را هم ندارد که رویش بنشیند و آه بکشد.
این اصطلاح در ادبیات کلاسیک و گفتگوهای روزمره مردم کاربرد فراوانی دارد و نماد مسکنت کامل است. برای نمونه در جملات به صورت «پس از ورشکستگی، دیگر آه در بساط نداشت» به کار میرود تا وضعیت وخیم مالی فرد را بدون نیاز به توضیحات اضافه و به شکلی ملموس به مخاطب منتقل کند.
از نظر ریشهشناسی، واژه «آه» یک صوت فارسی برای بیان اندوه و حسرت است و «بساط» ریشه عربی دارد که در ترکیب با یکدیگر این ساختار کنایی غنی را ساختهاند. گرچه این عبارت در قرآن به طور مستقیم نیامده است، اما از نظر مفهوم مادی با مفاهیمی چون عیله (فقر شدید) و مسکنت در آیات قرآنی همخوانی دارد.