یعنی چه
«قوت نامیه» (یا قوهٔ نامیه) در فلسفه طبیعیات قدیم و حکمت اسلامی، به نیرویی درونی در موجودات زنده (گیاه، حیوان و انسان) اطلاق میشود که غذا را جذب کرده و با افزایش ابعاد جسم در سه جهت طول، عرض و عمق، موجب رشد و نمو آن میشود. همچنین در اصطلاح مدرن کشاورزی، به قدرت جوانه زنی، سلامت و میزان زنده بودن بذرها برای تبدیل شدن به یک گیاه کامل اشاره دارد.
تلفظ
این ترکیب به صورت [قُ وْ وَ تِ نا مِ یِ] تلفظ میشود که از دو بخش «قُوَّت» (نیرو) و «نامِیه» (رشدکننده) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «نیروی رشد و نمو در طبیعت» یا «قوه نباتی»، واژه ۸ حرفی «قوت نامیه» یا شکل رایجتر آن «قوه نامیه» است.
به انگلیسی
بسته به متن فلسفی یا علمی، از معادلهای متفاوتی استفاده میشود؛ در متون کهن بیشتر اصطلاح گیاهی/رویشی (Vegetative) مد نظر است.
به عربی
این واژه اصالتاً ترکیبی از ریشه عربی است و در متون فلسفه اسلامی مانند آثار ابنسینا دقیقاً به صورت «القوة النامية» به کار میرود.
به ترکی
در ترکی معاصر برای مفاهیم عمومی حیات از تعابیر رشد و جوانه زنی استفاده میشود، در حالی که در متون عثمانی عیناً ترکیب عربی وام گرفته شده بود.
به فارسی
معادلهای سره و روان فارسی برای این اصطلاح شامل «نیروی بالنده»، «نیروی رشد و نمو»، «روانِ نباتی» و «توانِ رویش» است که ویژگی فزونییافتن جسم زنده را میرسانند.
در قرآن
ترکیب اصطلاحی «قوت نامیه» در متن قرآن کریم به چشم نمیخورد. با این حال، ریشههای سازنده آن یعنی «قوة» و مفهوم رویش، نمو و زندهشدن زمین و گیاهان در آیات متعددی (مانند آیه ۱۱ سوره نحل: «یُنبِتُ لَکُم بِهِ الزَّرعَ…») مورد اشاره قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل قوت نامیه
«قوت نامیه» که امروزه بیشتر به صورت «قوهٔ نامیه» شناخته میشود، مفهومی کلیدی در طبیعیات قدیم و فلسفه مشاء است. حکما این قوه را مرتبهای از نفس نباتی میدانستند که وظیفه اصلی آن هدایت موجود زنده به سوی کمال جسمانی از طریق جذب مواد غذایی و تقسیم سلولی (به تعبیر امروزی) در تمامی جهات است. این نیرو در تقابل با نیروهای فرساینده یا ایستایی طبیعت قرار دارد.
علاوه بر کاربرد سنتی و فلسفی، این اصطلاح در ادبیات معاصر کشاورزی و بذرشناسی نیز احیا شده است؛ جایی که به توانایی، سلامت و درصد موفقیت یک بذر برای جوانه زدن و تبدیل شدن به گیاهی بارور، قوه نامیه بذر میگویند. در هنر و فرهنگ کهن نیز، نمادهایی چون جوانه تازه، درخت سرو و سبزه بهار، تجلی عینی فعالیت این نیروی پنهان حیات به شمار میروند.