یعنی چه
این ترکیب عطف نامی به دو ابزار اصلی برش اشاره دارد؛ «کارد» که ابزاری دستهدار و نوکتیز برای بریدن مواد غذایی نرم است و «ساطور» که تیغهای پهن، ضخیم و سنگین دارد و برای خرد کردن گوشتهای سفت و شکستن استخوانها در قصابی و آشپزی حرفهای به کار میرود. این واژه کاملاً کلاسیک و معمولی است و در زبان عامیانه گاهی مجازاً به آمادگی برای نزاع یا تقابل شدید نیز اشاره دارد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت «کارد» (با الف کشیده و سکون ر و د) به همراه واو عطفِ مکسور یا مضموم کوتاه، و «ساطور» (با سین کشیده و ضمهٔ کشیده روی ط) است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این عبارت دقیقاً «کارد و ساطور» با ۱۰ حرف است. همچنین بسته به طراح جدول، معادلهایی نظیر چاقو و قمه یا ابزار ذبح نیز ممکن است مد نظر باشد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای واژهٔ کارد از Knife و برای ساطور (چاقوی پهن قصابی) از واژهٔ Cleaver استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی، به چاقو یا کارد Bıçak و به ساطور قصابی Satır گفته میشود که با واو عطف (ve) به هم متصل میشوند.
به فارسی
از نظر واژهگزینی و معادلهای پارسی، «کارد» خود واژهای اصیل و ریشهدار در زبان پارسی میانه (پهلوی) است. واژهٔ «ساطور» اما وامواژهای از ریشه عربی (سَطَرَ به معنی قطع کردن) است که برابر نهادهٔ پارسی و سرهٔ آن در برخی متون قدیمی «فرتیغ» ذکر شده است؛ بنابراین معادل پارسی سرهٔ این ترکیب را میتوان «کارد و فرتیغ» دانست.
جمعبندی و توضیح کامل کارد و ساطور
عبارت ترکیبی «کارد و ساطور» نشاندهندهٔ ست کامل ابزارهای برشی است که در آشپزخانهها و به ویژه صنف قصابی کاربرد دارد. کارد با تیغهٔ ظریفتر خود برای کارهای روزمره و بریدن بافتهای نرم مواد غذایی استفاده میشود، در حالی که ساطور با ساختار پهن، ضخیم و وزن سنگین خود، وظیفه متلاشی کردن استخوانها و تکه کردن گوشتهای سفت را بر عهده دارد. از نظر ریشهشناسی، کارد ریشه در زبان پهلوی دارد و ساطور از زبان عربی وارد فارسی شده است.
این دو واژه به صورت این ترکیب عطف نامی در متن قرآن کریم نیامدهاند، اما مفاهیم مرتبط با آنها مانند «سکّین» (چاقو) در داستان حضرت یوسف به چشم میخورد. در نمادشناسی کهن و معاصر، کارد و ساطور نماد صنف قصابی، آشپزی حرفهای، مرزبندی، جداسازی و در برخی بافتهای کنایی عامیانه، نشانگر خشونت، اقتدار یا آمادگی برای دعوا و تقابل شدید هستند.