یعنی چه
ریواج در زبان فارسی صورت دیگری از همان واژهٔ مشهور «ریواس» است. این کلمه به گیاهی خودرو، کوهستانی و ترشمزه اشاره دارد که ساقه و دمبرگهای آن مصرف خوراکی و دارویی دارد. در متون کهن فارسی و طب سنتی از این نام برای توصیف این گیاه بهاری استفاده شده است.
تلفظ
این واژه در متون کهن به کسر حرف اول (رِ) و تلفظ کشیدهٔ واو و الف خوانده میشود؛ به صورت (رِ-وا-ج).
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژهٔ ریواج به عنوان طراحِ پاسخ برای «نام دیگر ریواس» یا «گیاه ترشمزه کوهستانی» کاربرد دارد که دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
معادل دقیق انگلیسی این گیاه خوراکی و دارویی واژهٔ Rhubarb است.
به فارسی
معادلهای رایج و هممعنی این واژه در زبان فارسی امروزی و کهن شامل ریواس، ریباس، ریوا، ریباج، ریواص و ریوند است که همگی به یک خانوادهٔ گیاهی اشاره دارند.
نماد چیست
در فرهنگ و اساطیر کهن ایرانی (بهویژه در کتاب بندهش)، گیاه ریواس یا ریواج نماد آغاز آفرینش بشریت است؛ چرا که نخستین زوج انسان (مشی و مشیانه) از همآغوشی این گیاه در زمین پدید آمدند. همچنین در ادبیات فارسی، ساقهٔ سبز و سرخ آن نماد طراوت بهاری یا ترشرویی معشوق به شمار میرود؛ چنانکه فخرالدین اسعد گرگانی میگوید: «ز کوه آرمت کبک کوهساری / ز پشته برق و ریواج بهاری».
جمعبندی و توضیح کامل ریواج
واژهٔ «ریواج» یک واژهٔ اصیل فارسی با ریشه در زبانهای ایرانی میانه است که در واقع صورت کهن، تاریخی و گویشی واژهٔ آشنای «ریواس» محسوب میشود. این کلمه به گیاه کوهستانی، خودرو و ترشمزهای اشاره دارد که از گذشتههای دور مصرف خوراکی و دارویی فراوانی داشته است. تغییر آوایی حرف «س» به «ج» در انتهای واژه، پدیدهای رایج در سیر تطور زبان فارسی است که باعث شکلگیری این ساختار شده است.
از منظر فرهنگی و اساطیری، این گیاه جایگاه ویژهای در باورهای ایران باستان دارد و در متونی مانند بندهش، منشأ پیدایش نخستین زوج بشری (مشی و مشیانه) دانسته شده است. امروزه اگرچه این واژه در گفتگوهای روزمره کاربرد کمتری دارد، اما در متون کهن ادبی نظیر ویس و رامین و همچنین به عنوان یکی از کلمات کلیدی و ۵ حرفی در جدولهای کلمات متقاطع فراوان به کار میرود.