یعنی چه
بنجله (یا بنجل) در اصطلاح عامیانه به کالا، جنس یا متاع بیکیفیت، نامرغوب و وازدهای گفته میشود که به دلیل نداشتن خریدار و ارزش پایین، معمولاً در گوشهای انبار میشود یا روی دست صاحبش میماند. همچنین به تهماندههای بد و بیمصرف از یک جنس فراوان نیز اطلاق میگردد.
تلفظ
این واژه در تداول عامه به صورت بُنجُل (bonjol) و در برخی گویشها یا اشکال قدیمیتر به صورت بُنجُله (bonjole) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «بنجله» با ۵ حرف به عنوان پاسخ برای راهنماهایی نظیر «کالای بیکیفیت»، «جنس کمارزش» یا «جنس وازده» به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف چنین کالاهایی از واژههایی استفاده میشود که بار معنایی کمارزش بودن، آشغال بودن یا کیفیت ساخت پایین را منتقل میکنند.
به فارسی
معادلهای دقیق و سرهتر این واژه در زبان فارسی شامل مواردی چون وازده، نامرغوب، کَمبَها، کُهنه، نُفایه، ردی، بیمصرف و پَست است که همگی بر عدم ارزش و کیفیت جنس دلالت دارند.
نماد چیست
این کلمه یک صفت و اسم عینی برای اشیاء و کالاهای بیارزش است و نماد فرهنگی، اسطورهای، معنوی یا سمبلیک خاصی در ادبیات رسمی ندارد؛ بلکه صرفاً نمادی از بیکیفیتی و ضرر اقتصادی در مبادلات عامیانه است.
جمعبندی و توضیح کامل بنجله
واژه «بنجله» (یا صورت رایجتر آن بنجل) یک لفظ عامیانه و تداول عامه در زبان فارسی است که برای توصیف کالاها و اجناس بیکیفیت، نامرغوب و وازده به کار میرود. این واژه به جنس کمبهایی اشاره دارد که به دلیل کیفیت پایین، خریدار ندارد و روی دست فروشنده میماند. برخی زبانشناسان احتمال میدهند این کلمه با ریشه «بُن» (به معنی تهمانده) مرتبط باشد، اما ساختار دقیق اشتقاقی آن در متون کهن ثبت نشده است.
در ساختار حل جدول، «بنجله» یک پاسخ دقیق ۵ حرفی برای طراحان جدول است. این واژه کاملاً ماهیت مادی و تجاری (در سطح خرد و محاوره) دارد و فاقد نمادهای اسطورهای یا فرهنگی خاص است. باید توجه داشت که این کلمه با واژه «بنگله» (به معنی خانههای ییلاقی) که ریشهای هندی/انگلیسی دارد، کاملاً متفاوت است.
به طور کلی، بنجله کاربردی روزمره در بازار و گفتوگوهای عامیانه دارد و برای اشاره به هر چیز کمارزش، عایدی ناچیز یا تهماندههای بیمصرف یک بار تجاری به کار میرود که معادلهای انگلیسی آن نظیر Shoddy یا Junky نیز دقیقاً همین حس بیارزشی و کیفیت پایین را منتقل میسازند.