یعنی چه
سولیپسیسم یک دیدگاه معرفتشناختی و متافیزیکی در فلسفه کلاسیک است که بر اساس آن، فرد تنها میتواند به وجود ذهن و آگاهی خود اطمینان داشته باشد. طبق این نظریه، وجود جهان بیرونی، واقعیتهای مادی و ذهن دیگر انسانها غیرقابل اثبات قطعی است و ممکن است همگی صرفاً ساخته و پرداخته یا توهمی در درون ذهن خود فرد باشند.
تلفظ
این واژه به صورت سُولیپْسیسمْ تلفظ میشود که از زبانهای غربی به فارسی وام گرفته شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این مفهوم ۹ حرفی «سولیپسیسم» است و به عنوان مکتب تنهاخودانگاری نیز شناخته میشود.
به انگلیسی
واژه انگلیسی آن Solipsism است که در متون تخصصی فلسفه غرب به کار میرود.
به فارسی
از آنجا که این واژه یک اصطلاح فلسفی وارداتی است، فیلسوفان و مترجمان ایرانی معادلهای دقیقی مانند «خودتنهاانگاری»، «منگرایی مطلق» و «نَفْسگرایی» را برای آن وضع کردهاند.
نماد چیست
این مکتب فلسفی فاقد یک نشان یا نماد گرافیکی رسمی و شناختهشده است، اما در تصویرسازیهای فلسفی معمولاً با طرح آینه (بازتاب کامل ذهن خود) یا دایرهای که فقط یک ذهن در مرکز آن قرار دارد، نمایش داده میشود.
معنی انگلیسی/خارجی
واژه Solipsism در زبان انگلیسی و سایر زبانهای اروپایی مستقیماً از ریشه لاتین گرفته شده است؛ ترکیبی از دو کلمه Solus به معنی «تنها» و Ipse به معنی «خود» که همراه با پسوند مکتبساز ism، مفهوم «تنها خود عینی بودن» را افاده میکند.
جمعبندی و توضیح کامل سولیپسیسم
سولیپسیسم یک دیدگاه بسیار افراطی و رادیکال در فلسفه ذهن و معرفتشناسی است که مرزهای شکاکیت را به اوج میرساند. فیلسوف معتقد به این رویکرد (سولیپسیست)، بر این باور است که تمام آنچه انسان به عنوان جهان خارج، درختان، کهکشانها و حتی انسانهای دیگر تجربه میکند، فاقد اصالت و حقیقت مستقل بیرونی هستند و ممکن است تنها بازتابی از ساختار آگاهی یا رویاهای ذهن خودش باشند.
این نگرش فلسفی در تضاد بنیادین با واقعگرایی (رئالیسم) قرار دارد. در حالی که رئالیسم جهان بیرون را مستقل از ذهن ما واقعی میداند، سولیپسیسم هرگونه پل ارتباطی مطمئن میان ذهن و جهان خارج را نفی میکند. اگرچه کمتر فیلسوفی در طول تاریخ به طور کامل و عملی به این ایده پایبند مانده، اما مطرح کردن آن همواره چالش بزرگی برای اثبات اعتبار حواس و شناخت بشری بوده است.