یعنی چه
بیطراوت یک صفت مرکب است که برای توصیف حالت، اشیاء یا جاندارانی به کار میرود که شادابی، طراوت و تروتازی اولیه خود را از دست دادهاند و دچار پژمردگی، کدر بودن یا بیروحی شدهاند.
تلفظ
این واژه از پیشوند نفی «بی» (bī) و واژه «طراوت» (tarāvat) تشکیل شده است.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً با نشانههایی چون افسرده، بیروح، بیرونق، زرد یا خشک راهنمایی میشود.
به انگلیسی
برای توصیف این حالت در زبان انگلیسی از صفتهایی استفاده میشود که نشاندهنده از دست رفتن تازگی یا درخشندگی هستند.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به بیطراوت بودن یک چیز، بیشتر از واژگانی استفاده میشود که مفهوم پژمردگی یا نداشتن جان و روح را منتقل میکنند.
به فارسی
واژههای مترادف اصیل فارسی و ترکیبی برای آن عبارتند از پژمرده، ناخرم، بیروح، خشک، زرد، بینشاط و بیرونق که همگی بر کاهش کیفیت ظاهری یا درونی دلالت دارند.
جمعبندی و توضیح کامل بی طراوت
واژه بیطراوت یک صفت مرکب پیشوندی (فارسی-عربی) است که از ترکیب پیشوند نفی «بی» با واژه عربی «طراوت» (از ریشه ط ر و به معنی تروتازه شدن) ساخته شده است. این کلمه به معنای واقعی کلمه یعنی «بدون شادابی و تازگی» و در نقطه مقابل واژههایی چون باطراوت، شاداب، سرزنده و خرم قرار میگیرد.
در ادبیات فارسی و زبان روزمره، بیطراوت کاربردهای گستردهای دارد؛ این واژه هم در معنای مادی برای توصیف گل و گیاه پلاسیده، چهرههای خسته و پوستهای کدر به کار میرود و هم در معنای مجازی برای اشاره به روابط سرد، بازارهای راکد، یا روحیه افسرده و بینشاط انسانها استفاده میشود.
اگرچه خود این واژه مرکب در قرآن نیامده، اما همریشه عربی آن یعنی «طَرِیّاً» برای توصیف گوشت تازه و تروتازه استفاده شده است. این کلمه در فرهنگ عامه و متون ادبی، غالباً نمادی از دوران خزان، کهولت، پیری یا کسادی و افول به شمار میرود.