یعنی چه
ترکیب «بانگ قمری» یک تعبیر اضافی (مضاف و مضافالیه) در زبان فارسی است و به معنی صدای نرم، غمالود یا نالهمانند پرنده قمری (از راسته کبوترسانان) است که معمولاً به صورت “کوکو” شنیده میشود.
تلفظ
این ترکیب از دو واژه «بانگ» (با فتح باء) و «قُمری» (با ضمه قاف، سکون میم و راء) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ دقیق برای این مفهوم واژه ۸ حرفی «بانگ قمری» است. واژههای جایگزین دیگر مانند هديل (اصطلاح عربی برای صدای کبوتر و قمری) نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای صدای این پرنده از واژه cooing (کوکو کردن) در کنار نام پرنده استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی واژه «هديل» به طور اختصاصی برای صدای کبوتر و قمری به کار میرود و «سجع» نیز به نغمههای آهنگین پرندگان اشاره دارد.
به فارسی
در متون و فرهنگهای فارسی، معادلها و برگردانهای ترکیبی نظیر «نوای قمری»، «آواز فاخته» و «کوکوی قمری» برای این واژه استفاده شده است.
در قرآن
این عبارت یک ترکیب ادبی و توصیفی در زبان فارسی است و کاربرد قرآنی مستقیم ندارد. هرچند واژه «قمر» به معنی ماه در قرآن کریم ذکر شده، اما ارتباطی با این پرنده و آواز آن ندارد.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک فارسی (بهویژه در اشعار حافظ، عطار و نظامی)، قمری به دلیل طوق سیاهی که بر گردن دارد نماد بنده گوشبهفرمان و عاشق وفادار است. از این رو، «بانگ قمری» نیز نماد ناله عاشقانه، فراق، تنهایی شبانه و موسیقی حزنانگیز طبیعت تلقی میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بانگ قمری
عبارت «بانگ قمری» یک ترکیب اضافی و تعبیر ادبی در زبان و ادبیات فارسی است که به آواز، نغمه یا صدای حزنانگیز پرنده قمری اشاره دارد. این واژه از یک بخش کاملاً ایرانی (بانگ با ریشه پهلوی) و یک بخش عربی (قُمری) تشکیل شده است. صدای این پرنده در متون کهن معمولاً به صورت نوایی غمآلود و دلسوخته توصیف میشود.
در حوزه نمادشناسی ادبی، این بانگ نشاندهنده فغان و زاری عاشق در هجران معشوق و دوری از همدم است، زیرا پرنده قمری در شعر فارسی مظهر وفاداری و دلتنگی به شمار میرود. این ترکیب فاقد کاربرد اصطلاحی یا مستند در متن قرآن کریم است و بیشتر در دیوان شاعران برجسته نمود دارد.