یعنی چه
در زبان فارسی امروز، مشکل به هر امر دشوار، معضل، یا چالش بغرنجی گفته میشود که روند طبیعی کارها را با مانع مواجه کند. در ریشه اصلی عربی نیز به معنای امر مبهم و پوشیدهای است که به دلیل شباهت به امور دیگر، تشخیص آن سخت شده باشد.
مترادف
این کلمات در متون مختلف میتوانند به جای واژه مشکل برای رساندن مفهوم سختی و ابهام به کار روند.
متضاد
واژههایی که بیانگر روانی، وضوح و عدم وجود موانع در انجام یک کار یا درک یک مفهوم هستند.
هم خانواده
واژههای مشتق از ریشه عربی (ش ک ل) و ترکیبات رایج ساختوساز شده با این واژه در زبان فارسی.
تلفظ
این واژه در زبان فارسی با ضمه روی حرف اول (مُ) و سکون روی حرف دوم (ش) و کسره روی حرف سوم (ک) تلفظ میشود.
در جدول
در طراحهای جداول کلمات متقاطع، معمولاً به عنوان راهنما از واژههای صعب، دشوار یا مسئله برای رسیدن به کلمه چهار حرفی مشکل استفاده میشود.
به انگلیسی
بسته به اینکه واژه در جمله در نقش اسم (مسئله) یا صفت (کار سخت) به کار رود، معادلهای انگلیسی آن تغییر میکند.
به عربی
گرچه خود واژه در اصل عربی است، اما در عربی معاصر برای مفهوم چالش از 'مشکلة' استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای اشاره به ابعاد اسم و صفت کلمه مشکل، از این واژگان استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و سره فارسی برای این واژه، کلمات 'دشوار' و 'سخت' هستند که ریشه عمیقی در زبان پارسی دارند.
جمعبندی و توضیح کامل مشکل
واژه مُشکل ریشهای عربی از ماده (ش ک ل) دارد که در اصل به معنای پوشیدگی، ابهام و شباهت یافتن چیزی با چیز دیگر است؛ به طوری که تشخیص حقیقت آن دشوار شود. با ورود این واژه به زبان فارسی، معنای آن بسط یافته و امروزه به عنوان اسم برای اشاره به هرگونه مانع، مسئله، گرفتاری و چالش، و به عنوان صفت برای توصیف امور سخت و پیچیده به کار میرود.
این واژه در ادبیات کلاسیک و عرفانی فارسی به وفور استفاده شده و معمولاً نمادی از گرههای ذهنی، موانع سلوک یا سختیهای مسیر زندگی است که نیاز به گشایش و روشنسازی دارد. گرچه خود کلمه با این ساختار دقیقاً در متن قرآن نیامده، اما ریشه و مفاهیم همسو با آن مانند بلاء و عُسر در فرهنگ اسلامی بسیار رایج است.
در کاربردهای روزمره، ترکیبات فراوانی نظیر مشکلگشا یا مشکلپسند از آن ساخته شده که نشاندهنده درآمیختگی کامل این واژه با فرهنگ، زبان و باورهای توده مردم فارسیزبان است.