یعنی چه
انطاق در لغت به معنای بخشیدن قدرت کلام و صدا به موجودی است که پیش از آن قادر به سخن گفتن نبوده است. این واژه به فرایند تفهیم و گویاسازی اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه با کسرهٔ همزهٔ ابتدا (إِ) و سکون نون و طاء خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهای «به سخن آوردن» یا «گویا کردن» کاربرد دارد و کلمهای ۵ حرفی است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی عباراتی که به معنای علتبخشی برای تکلم یا تولید صدای کلامی هستند به عنوان معادل انطاق استفاده میشوند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی و مصدر باب افعال است که از فعل ماضی «أنْطَقَ» به معنای «به سخن آورد» مشتق شده است.
به فارسی
معادلهای فارسی دقیق این واژه ترکیبات مصدری مانند گویا کردن، زبانگشودن و به نطق درآوردن هستند.
در قرآن
خود واژهٔ «انطاق» به صورت مصدر در قرآن نیامده، اما فعل آن در آیه ۲۱ سوره فصلت ذکر شده است: «قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنطَقَ کُلَّ شَیْءٍ» که به سخن آمدن پوست بدن در قیامت به اراده الهی اشاره دارد.
نماد چیست
این کلمه یک مفهوم مصدری و انتزاعی است و نماد مادی خاصی ندارد، اما در ادبیات کلامی و فلسفی نماد نفوذ اراده خداوند در بخشیدن ادراک و توانایی تجلی به پدیدههاست.
جمعبندی و توضیح کامل انطاق
واژهٔ «انطاق» یک مصدر اصیل و معتبر عربی از ریشهٔ (ن ط ق) است که به زبان فارسی راه یافته است. معنای اصلی و دقیق آن، گویا کردن، اعطای قدرت کلام و واداشتن کسی یا چیزی به سخن گفتن است. این کلمه در ساختار دستوری، مصدر باب افعال بوده و متضاد آن کلمهٔ «اسکات» به معنی خاموش کردن و به سکوت واداشتن است.
بیشترین تجلی معرفتی این واژه در متون دینی، به آیه ۲۱ سوره فصلت بازمیگردد؛ جایی که پدیدهها و اعضای بدن انسان در پیشگاه الهی به زبان میآیند و اعتراف میکنند که همان خدایی که همه چیز را به نطق درآورده، آنها را نیز «انطاق» بخشیده است. از این رو، واژه مذکور بار معنایی فلسفی و کلامی عمیقی را در رابطه با منشأ آگاهی و بیان حمل میکند.