یعنی چه
برساختگرایی یک دیدگاه فلسفی، جامعهشناختی و روانشناختی است که تأکید میکند دانش، مفاهیم و حتی واقعیتهای اجتماعی، حقایق مطلق، ثابت و مستقل بیرونی نیستند؛ بلکه بهصورت فعال توسط انسانها، زبان، فرهنگ و در بستر تعاملات اجتماعی و تاریخی ساخته (برساخته) میشوند.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت [بَر + ساخت + گَ + رایی] است که از پیشوند «بر»، ماده مضارع «ساخت» و پسوند «گرایی» تشکیل شده است.
در جدول
در کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح فلسفی و جامعهشناسی به صورت ۱۱ حرفی برابر با «برساخت گرایی» است. مفاهیم مشابه ممکن است با عناوین ساختگرایی یا سازهگرایی نیز مطرح شوند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی این واژه عمدتاً به صورت Constructivism (به ویژه در روانشناسی و فلسفه علم) و Social Constructionism (در جامعهشناسی) ترجمه و شناخته میشود.
به فارسی
معادلها و مفاهیم مترادف فارسی این واژه شامل «ساختگرایی»، «سازهگرایی» (در علوم تربیتی و ریاضی) و «نظریه ساخت اجتماعی واقعیت» است که همگی بر ساختهشدن یک مفهوم در بستر جامعه دلالت دارند.
نماد چیست
برساختگرایی نماد رسمی و ثبتشدهای ندارد؛ اما در بستر آموزشی و تصویری، معمولاً از نشانههایی چون شبکه تعاملات انسانی، چیدن قطعات پازل در کنار هم یا نمادهای گفتوگو و زبان برای نمایش چگونگی شکلگیری معنا استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل برساخت گرایی
برساختگرایی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مکاتب فکری مدرن در علوم انسانی و اجتماعی است. لبان و اساس این نظریه بر این فرض استوار است که انسانها صرفاً کشفکننده حقایق از پیشموجود در جهان نیستند، بلکه خود با استفاده از ابزارهایی مانند زبان، سنتها و مناسبات اجتماعی، به مفاهیم و پدیدههای پیرامون خود معنا میبخشند و واقعیت را بازتعریف میکنند.
این واژه که از مصوبات فرهنگستان زبان و ادب فارسی است، در حوزههای متعددی کاربرد دارد؛ در روانشناسی (مانند نظریات پیاژه و ویگوتسکی) بر چگونگی فعالانه ساختن دانش توسط ذهن یادگیرنده تمرکز دارد و در جامعهشناسی به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه مفاهیمی چون جنسیت، هویت یا حتی قوانین، حاصل توافقات و برساختهای جمعی بشر در طول تاریخ هستند.