یعنی چه
مستعرب به فرد یا جامعهای غیرعرب گفته میشود که به مرور زمان تحت تأثیر زبان، آداب، رسوم و فرهنگ عربی قرار گرفته و آن را به عنوان هویت زبانی یا فرهنگی خود برگزیده است. این واژه در تاریخ به ویژه در مورد مسیحیان اندلس و نوادگان حضرت اسماعیل کاربرد ویژهای دارد.
تلفظ
این کلمه در زبان فارسی به صورت مُسْتَعْرِب (تلفظ: mos-ta-reb) خوانده میشود که بر وزن اسم فاعل از باب استفعال است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «عربزبان شده»، «مسیحیان اسپانیای اسلامی» یا «غیرعربی که فرهنگ عرب را پذیرفته»، واژه شش حرفی «مستعرب» است.
به انگلیسی
برای مفهوم عمومی عربیشدن از واژه Arabized استفاده میشود، اما در متون تاریخی برای اشاره به مسیحیان عربزبان اسپانیا اصطلاح دقیق Mozarab به کار میرود.
به فارسی
برابرهای فارسی این واژه شامل اصطلاحاتی چون «عربزبان شده»، «عربگرا» و «فرهنگپذیرفتهٔ عربی» است که مفهوم تغییر هویت فرهنگی و زبانی به سمت عربی را میرسانند.
در قرآن
کلمه «مستعرب» در متن قرآن کریم وجود ندارد. البته ریشه ثلاثی آن یعنی «عرب» در قالب مشتقات دیگری مانند «عربیّاً»، «الأعراب» و «عُرُباً» در آیات مختلف به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل مستعرب
واژه «مستعرب» از ریشه ثلاثی «عرب» و در باب استفعال، به معنای عربشدن یا شبیه شدن به اعراب است. این اصطلاح در دو سیاق تاریخی اهمیت بالایی دارد؛ نخست در انساب عرب برای اشاره به «عرب مستعربه» (مانند نسل حضرت اسماعیل که در میان اعراب اصیل اقامت کردند و زبان آنها را آموختند) و دوم در تاریخ شبهجزیره ایبریا (اندلس).
در دوران حکومت اسلامی در اسپانیا و پرتغال، به آن دسته از مسیحیانی که با حفظ دین خود، زبان، لباس و آداب و رسوم عربی را پذیرفته بودند، مستعرب (Mozarab) میگفتند. این همزیستی فرهنگی حتی به پیدایش سبک خاصی در معماری و هنر به نام «هنر مستعربی» انجامید که ویژگی بارز آن طاقهای نعلاسبی است.
به طور کلی، این واژه نمادی از آمیختگی فرهنگی و زبانی است و در دنیای امروز نیز برای اشاره به افراد یا جوامعی که اصالتاً عرب نبوده اما کاملاً تحت تأثیر این زبان و فرهنگ قرار گرفتهاند، استفاده میشود.