یعنی چه
این اصطلاح یک اضافهٔ استعاری و تشبیهی در زبان فارسی است که ارزش، اصالت و حقیقتِ درون و ذات یک موجود (بهویژه انسان) را به یک سنگ قیمتی و گرانبها (گوهر) تشبیه میکند که فراتر از ظاهر و جسم فیزیکی اوست.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت واژهبست یا اضافهٔ استعاری «گوهرِ وجود» (gohar-e vojud) است.
در جدول
در مسابقات و جدولهای متقاطع، پاسخ این مدخل با توجه به تعداد حروف (۸ حرف) خود کلمه «گوهروجود» است.
به انگلیسی
عبارات فوق نزدیکترین معادلهای اصطلاحی برای رساندن مفهوم حقیقت درونی و جوهره هستی هستند.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به این مفهوم عرفانی و فلسفی از ترکیبات جاوهر الذات یا حقیقت الوجود استفاده میشود.
به فارسی
واژههای متقاطعی همچون فطرت، نهاد، درونمایه و سرشت، نزدیکترین برگردانها و برابرهای اصیل فارسی برای این اصطلاح ترکیبی هستند. در مقابل، واژههایی چون «گوهر تن»، «ظاهر پوچ» و «قشر» به عنوان متضاد آن به کار میروند.
در قرآن
از آنجا که «گوهر» واژهای کاملاً پارسی (بازمانده از پهلوی ساسانی gohr) است، عینا در متن قرآن وجود ندارد؛ اما مفهوم آن یعنی حقیقتِ ارزشمند درون انسان، در آیاتی مانند آیه فطرت (سوره روم) و نفخه الهی (سوره حجر) تایید شده است. همچنین حدیث نبوی «الناسُ مَعادِنُ کَمَعادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» اشاره به همین گوهرهای درونی دارد.
نماد چیست
در ادبیات مکتوب و متون صوفیانه، این عبارت نماد ارزشمندیِ پنهان، نور درونی انسان و حقیقت الهی و ودیعهای است که در پوسته مادی و خاکآلود بدن پنهان شده است.
جمعبندی و توضیح کامل گوهروجود
واژه «گوهروجود» در اصل یک ترکیب استعاری و اضافه تشبیهی (گوهرِ وجود) در زبان و ادبیات فارسی است که بیشترین کاربرد را در متون عرفانی، فلسفی و اشعار صوفیانه دارد. این واژه به طور مستقل به عنوان یک مدخل واحد در لغتنامههای کهن و رسمی ثبت نشده است، بلکه از ترکیب دو واژه «گوهر» (پارسی به معنای اصل و سنگ قیمتی) و «وجود» (عربی به معنای هستی و بودن) پدید آمده است.
این اصطلاح در حقیقت به بعد معنوی، روحانی و فطرت پاک انسان اشاره دارد که فراتر از کالبد فیزیکی و مادی اوست. شاعران و عارفان برای نشان دادن ارزش والا و پنهان درون انسان، حقیقت ذات او را به گوهری گرانبها و درخشان تشبیه کردهاند که باید آن را از آلودگیهای ظاهری دنیا مصون نگاه داشت.
در فرهنگهای کاربردی و حل جدول، این کلمه دقیقاً یک عبارت ۸ حرفی تلقی میشود و نمادهایی چون مروارید درون صدف یا گنج درون ویرانه را تداعی میکند؛ مفهومی که در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز با تعابیری همچون فطرت الهی و روح خداوندی همپوشانی عمیقی دارد.