یعنی چه
این اصطلاح در زبان فارسی به حالت سکون، بیحرکتی و ترک عمل اشاره دارد. زمانی که فردی در برابر رویدادها یا تکالیف خود هیچ واکنشی نشان نمیدهد و صرفاً تماشاچی باقی میماند، از این عبارت کنایی برای توصیف رفتار او استفاده میشود.
تلفظ
تلفظ این ترکیب فعلی به صورت مصوتهای کوتاه و بلند چنین است: دَست (dast) بَر (bar) رویِ (ruy-e) دَست (dast) نَهادَن (nahādan).
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، این عبارت ۱۶ حرفی به عنوان پاسخ کنایههایی چون «کاری نکردن»، «انفعال» یا «تنپروری» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی اصطلاحات متعددی وجود دارد که دقیقاً همان تصویرسازی فیزیکی انفعال را برای نشان دادن بیعملی به کار میبرند.
به عربی
در زبان عربی اصطلاح مکتوف الأیدی قرابت معنایی بالایی با این مفهوم دارد و به معنای کسی است که دستهایش بسته شده و توان یا اراده اقدام را ندارد.
به فارسی
معادلهای دقیق و سره این عبارت کنایی در زبان فارسی شامل واژگانی چون بیکاری، سستی، عطلت، تنپروری و دست به سیاه و سفید نزدن است. متضاد آن نیز اصطلاحاتی چون «دست به کار شدن» و «آستین بالا زدن» است.
در قرآن
خود این عبارت در قرآن نیست؛ اما از نظر تصویرسازی دست، آیه ۴۲ سوره کهف عبارت «فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ» (دستهایش را روی هم میمالید/میگرداند) را آورده که کنایه از حسرت و پشیمانی است. همچنین مفهوم نکوهش کاهلی و تنبلی در آیات متعدد مربوط به دعوت به سعی و عمل صالح به چشم میخورد.
نماد چیست
این عبارت از نظر رفتاری و فیزیکی، نماد عینی انسانی است که انگیزهای برای حرکت و تغییر ندارد و در مواجهه با مشکلات، به جای تلاش و چارهاندیشی، موضعی منفعلانه و تسلیمطلبانه اتخاذ میکند.
جمعبندی و توضیح کامل دست بر روی دست نهادن
عبارت «دست بر روی دست نهادن» یا شکل عامیانهتر آن «دست روی دست گذاشتن»، یکی از کنایات اصیل و پرکاربرد در زبان و ادبیات فارسی است. این ترکیب از نظر ریشهشناختی برآمده از یک حالت فیزیکی واقعی است؛ یعنی زمانی که انسان تمایلی به انجام کار ندارد یا دچار دلسردی و بیانگیزگی میشود، دستهای خود را قفل کرده یا روی هم قرار میدهد که نشاندهنده توقف کامل فعالیت بدنی و فکری است.
باید توجه داشت که این اصطلاح با عبارت «دست بر دست زدن» که در شعر کلاسیک (مانند اشعار سعدی) به معنی کوبیدن دو دست به یکدیگر به نشانه حسرت و افسوس است، تفاوت دارد. «دست بر روی دست نهادن» امروزه کاملاً اختصاص به تنپروری، سکون، مماطله و عدم اقدام در زمان مناسب دارد و در فرهنگ عامه به عنوان یک رفتار منفی و مذموم شناخته میشود.
از بُعد معادلسازی، این کنایه چنان تصویرسازی دقیقی دارد که در بسیاری از زبانهای دیگر دنیا نظیر انگلیسی، عربی و ترکی نیز با همین ساختار یا ساختارهای مشابه فیزیکی (مانند نشستن روی دستها یا دستبسته ماندن) برای توصیف افراد بیمسئولیت و تماشاچی در جامعه استفاده میشود.