یعنی چه
عشر گرفتن به معنی دریافت یا وضع مالیات به میزان ده درصد (یکدهم) بر داراییها، محصولات کشاورزی یا درآمدهای افراد است. این اصطلاح بیشتر در بافتهای تاریخی، فقهی و اداری قدیم کاربرد داشته و مأموران حکومتی یا دینی برای تأمین مخارج عمومی یا تکالیف مذهبی، دهیک مال مردم را جمعآوری میکردند.
تلفظ
تلفظ صحیح این ترکیب به صورت «عُشر گرفتن» (Oshr Geftan) است که واژه اول با ضمه عین و سکون شین و راء خوانده میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، پاسخ این کنایه یا اصطلاح با توجه به تعداد حروف، «عشر گرفتن» یا «ده یک گرفتن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای مالیاتهای مذهبی یا سنتی یکدهم از واژه tithe استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی از مصادر جباية، اخذ یا تعشیر برای بیان مفهوم دریافت این مالیات استفاده میگردد.
به فارسی
معادلهای خالص و اصیل فارسی این ترکیب، عباراتی نظیر «دهیک گرفتن»، «دهیک بستن» و «باج گرفتن» (در مفهوم عوارض راه و گمرکات قدیمی) هستند.
جمعبندی و توضیح کامل عشر گرفتن
اصطلاح عشر گرفتن در تاریخ اقتصادی و نظام مالیاتی جوامع اسلامی و سنتی، جایگاهی بنیادین داشته است. معنی اصلی این واژه بر اساس ریشهشناسی دقیق، به دریافت سهم یکدهمی (۱۰ درصدی) از داراییها، بهویژه محصولات کشاورزی دیم و درآمدهای حاصل از تجارت اشاره دارد. ساخت واژه از ترکیب اسم عربی «عُشر» به معنی یکدهم و فعل فارسی «گرفتن» شکل گرفته که نمونهای جذاب از ترکیبهای زبانی دیوانی در ایران پس از اسلام است. این واژه در متون کهن اداری و تاریخی همواره نشاندهنده حضور مأموران دولتی یا مذهبی در مزارع و مبادی ورودی شهرها برای سنجش و کسر سهم حاکمیت بوده است.
در کاربرد واقعی و جملات تاریخی، این اصطلاح معمولاً در کنار واژگانی چون «عاشر» (مأمور دریافت عشر) یا «ضابط» میآمده است؛ برای مثال در متون قدیمی ذکر میشد که «عاشران در دروازه شهر ایستاده و از مالالتجاره کاروانها عشر میگرفتند». این امر نشان میدهد که دامنه کاربرد آن تنها به زمینهای کشاورزی محدود نبوده، بلکه نوعی عوارض گمرکی و راهداری را نیز شامل میشده است. تفاوت ظریف این مفهوم با واژههایی مانند «خمس» یا «زکات» در این است که عشر در وهله اول نوعی مالیات مشخص بر زمین و غلات دیم است، در حالی که خمس به یکپنجم غنایم و منافع کسب تعلق میگیرد و زکات قوانین و نصابهای متعددی در دامداری و نقدینگی دارد که لزوماً همیشه ده درصد نیست.
برداشتهای اشتباهی در میان عموم وجود دارد که عشر گرفتن را با نزولخواری یا باجگیری ظالمانه یکسان میپندارند. اگرچه در دوران انحطاط برخی سلسلهها، مأموران با بیعدالتی به تعشیر اموال میپرداختند و این کار در ادبیات عامه جلوهای منفی یافت، اما در اصلِ وضع قوانین فقهی، عشر ساختاری قانونی برای پاکسازی مال، تأمین بودجه حکومت و کمک به مستمندان جامعه بود. نظام مالیاتی مدرن با حذف این عناوین سنتی، ساختارهای جدیدی چون مالیات بر ارزش افزوده یا مالیات بر درآمد را جایگزین کرده است، اما ریشههای اصطلاح عشر همچنان در ادبیات ما زنده مانده است.
یک نکته حقوقی و کاربردی بسیار مهم در قوانین امروزی ایران وجود دارد که پیوند میان این واژه سنتی و نظام قضایی مدرن را حفظ کرده است. در حقوق کیفری و مدنی مدرن، اصطلاح «نیمعشر اجرایی» (یا همان ۵ درصد) به عنوان حقالاجرا و جریمه اجرای احکام دادگاهها شناخته میشود. این نشان میدهد که مفهوم عشر گرفتن با تغییر نسبتهای عددی، هنوز هم به عنوان یک ابزار قانونی برای تأمین هزینههای اجرایی حاکمیت در ساختار دادگستری حضور دارد و از حافظه حقوقی کشور پاک نشده است.
از بُعد فرهنگی و قرآنی نیز هرچند خودِ ترکیب فعلی در متن قرآن نیامده، اما ریشه آن یعنی عدد ده (عَشْر) در تعابیری چون «وَلَیَالٍ عَشْرٍ» و واژه «مِعْشَار» به معنی یکدهم به کار رفته است. این اصطلاح در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی نیز نمادی از سهم ناچیز مادی انسان در برابر نعمات بیکران الهی یا بالعکس، نمادی از سختگیری کارگزاران دیوانی بوده است. شناخت این واژه به درک بهتر متون تاریخی، اسناد موقوفات و متون ادبی کمک شایانی میکند.