یعنی چه
«لال شیش» یک اصطلاح بومی و فرهنگی در زبان طبری (مازندرانی) است. این ترکیب از دو واژه «لال» (فردی که در آیین غسل سکوت کرده) و «شیش» (به معنی ترکه، شاخه باریک و بلند درخت مانند توت یا شمشاد) تشکیل شده است. در آیین کهن «تیرماه سیزده شو»، شخصی که نقش لال را بازی میکند با این ترکه به خانه اهالی میرود و به صورت نمادین به آنها، حیوانات یا درختان بیبار ضربه میزند تا باعث خیر و برکت شود.
تلفظ
این عبارت در گویشهای مختلف مازندرانی به صورت «لالِ شیش» (Lāl-e Šīš) یا گاهی «لالِ شِش» تلفظ میشود که واژه دوم به معنای همان ترکه و چوب باریک است.
در جدول
در جدولهای متقاطع فرهنگی یا طراحان سوالات بومی، پاسخ این معما ۶ حرف دارد و خودِ عبارت «لال شیش» به عنوان پاسخ اصلی مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
از آنجا که این اصطلاح یک مفهوم کاملاً بومی و منحصر به فرهنگ اساطیری مازندران است، معادل یککلمهای مستقیم در زبان انگلیسی ندارد و به صورت عبارات توصیفی معادلسازی میشود.
به فارسی
برگردان این اصطلاح طبری به فارسی معیوب و رسمی، «ترکهٔ شخص گنگ» یا «چوبِ باریکِ سکوت» است که اشاره به همان ابزار چوبی در مناسک سنتی دارد.
نماد چیست
در باورهای اساطیری و بومی طبرستان، این ترکه یا «شیش» نمادی از تیرِ آرش کمانگیر است که مرزهای ایران را استوار ساخت. همچنین ضربه زدن با آن به موجودات، نماد بیرون کردن بیماری، شومبختی و دمیدن روح باروری و فراوانی در مال و جان اهالی خانه است.
جمعبندی و توضیح کامل لال شیش
عبارت «لال شیش» یکی از اصطلاحات اصیل، بومی و گرهخورده با تاریخ و آیینهای کهن طبرستان (مازندران فعلی) است. این واژه در لغتنامههای کلاسیک و رسمی زبان فارسی مانند دهخدا یا عمید به عنوان یک مدخل مستقل ثبت نشده است، چرا که ساختار و کاربرد آن کاملاً در جغرافیای زبانی و فرهنگی مازندران معنا پیدا میکند. این ترکیب از دو واژه «لال» به معنای کسی که غسل سکوت کرده و سخن نمیگوید، و «شیش» که در گویش طبری به معنای ترکه یا شاخه باریک، صاف و بلند درختانی چون توت، انار یا شمشاد است، شکل گرفته است. در واقع این واژه هم به خودِ آن چوب مقدسی که در دست بازیگر اصلی آیین قرار دارد اطلاق میشود و هم به مجاز، به خود شخصِ لال در آن شب خاص گفته میشود.
ریشه این اصطلاح به جشن سنتی «تیرماه سیزده شو» یا «لالِ شو» برمیگردد که ریشه در جشن تیرگان ایران باستان دارد. در این شب، یک نفر از اهالی محل لباس مبدل میپوشد، صورت خود را سیاه میکند یا ماسک میزند و متعهد میشود که تا پایان مراسم هیچ سخنی نگوید و کاملاً لال بماند. او این ترکهها را که «لال شیش» نام دارند در دست میگیرد و همراه با گروهی از دستیارانش که به آنها «لالِمار» یا مادرِ لال میگویند، به خانه-خانه اهالی محل سر میزند. وظیفه همراهان این است که با شعرخوانی و کوبیدن بر وسایل، آمدن لال را نوید دهند و اهل خانه را مطلع سازند.
کاربرد واقعی این واژه در فرهنگ عامه به یک عمل آیینی و نمادین بازمیگردد؛ وقتی لال وارد خانه میشود، با «لال شیش» ضربههای آرامی به شانه و پشت ساکنان خانه، حیوانات خانگی نازا، یا حتی درختان باغچه که بار نمیدهند میزند. اهالی خانه این ضربهها را مایه شگون، تبرک و برکت میدانند و معتقدند که این کار بیماریها را دور کرده و سلامتی و روزی فراوان به ارمغان میآورد. پس از این کار، صاحبخانه به لال و همراهانش هدایایی مثل گردو، شیرینی سنتی، برنج یا پول میدهد. در ساختار زبانی، نباید این ترکیب را با اعداد یا اصطلاحات عامیانه تهرانی اشتباه گرفت، چرا که معنای آن کاملاً منحصر به همین مناسک است.
بسیاری از افرادی که با فرهنگ شمال ایران آشنایی ندارند، در مواجهه با این واژه دچار برداشتهای اشتباه میشوند. برخی ممکن است به دلیل شباهت ظاهری واژه «شیش» با عدد شش در زبان محاورهای، آن را به معنای «شش فرد گنگ» یا ترکیبی بی-معنا تصور کنند، در حالی که «شیش» در اینجا دقیقاً همان معنای ترکه چوبی را دارد و ربطی به اعداد ندارد. همچنین تفکیک این واژه از ترکیبهای مشابه نظیر «لالبازی» به روشن شدن تفاوتهای کاربردی آن کمک میکند؛ لالبازی اصطلاحی عام برای نمایشهای صامت است، اما لال شیش دقیقاً به ابزار متبرک یک آیین اساطیری و مذهبی-ملی اشاره دارد.
نکته فرهنگی و کاربردی بسیار مهم درباره «لال شیش» و آیین مرتبط با آن، نمادشناسی عمیق آن است. چوب یا ترکهای که در این مراسم استفاده میشود در حقیقت نمادی بازسازیشده از تیر معروف آرش کمانگیر است که مرزهای ایران زمین را تعیین کرد و جانش را در این راه فدا نمود. این آیین یادآور فداکاری، مرزداری و ستایش باران و باروری است. امروزه شناخت چنین واژههایی به حفظ میراث ناملموس فرهنگی کمک کرده و دریچهای به سوی درک باورهای عمیق مردم ایران باستان در مواجهه با طبیعت، برکت و همبستگی اجتماعی میگشاید.