یعنی چه
این واژه شکل صرفشده از فعل «آموختن» در ساختار مضارع التزامی (یا مضارع اخباری در ادبیات کهن) برای سوم شخص مفرد است. این فعل در زبان فارسی ویژگی ذوالوجهین (دووجهی) دارد؛ یعنی هم به معنی «فرا گرفتن دانش و مهارت» (یاد گرفتن) و هم به معنی «تعلیم و تدریس» (یاد دادن) به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با کسره روی حرف اول، مصوت بلند «آ» در بخش دوم، ضمه روی حرف «م» و فتحه روی حرف «ز» به صورت [biyāmūzad] است.
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهای جدولی بر اساس تعداد حروف، کلمه «بیاموزد» با ۷ حرف است. معادلهای جدولی دیگر آن شامل فراگیرد، یاد گیرد و تعلیم دهد میشود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی با توجه به دووجهی بودن فعل، اگر منظور یادگیری باشد از واژههای مربوط به Learn و اگر منظور آموزش دادن باشد از Teach استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای مفهوم یاد گرفتن فعل «یتعلم» و برای مفهوم آموزش دادن فعل «یعلم» از ریشه ثلاثی مجرد «ع-ل-م» کاربرد دارد.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای جنبهٔ یادگیری از ریشه فعل Öğrenmek و برای جنبهٔ یاد دادن از ریشه فعل Öğretmek استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه با توجه به سیاق متن شامل یاد بگیرد، فرا گیرد، دانش اندوزد، یاد دهد، آموزش دهد و تعلیم دهد است.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات فارسی نماد گذار از تاریکی جهل به روشنایی دانایی است. در نمادشناسی فرهنگی، مفاهیمی چون کتاب، قلم، چراغ فروزان و خرد با این واژه گره خوردهاند.
جمعبندی و توضیح کامل بیاموزد
واژهٔ «بیاموزد» یکی از افعال زیبای زبان فارسی است که از مصدر «آموختن» و ریشه باستانی پهلوی مشتق شده است. ساختار این فعل به صورت سوم شخص مفرد مضارع التزامی است که به دلیل دووجهی بودن، باری منحصربهفرد دارد؛ به طوری که هم فرایند کسب دانش (یاد گرفتن) و هم فرایند انتقال آن (یاد دادن) را پوشش میدهد.
در فرهنگ و ادبیات فارسی، این واژه بر اهمیت کلیدی آموزش و خردورزی دلالت دارد. اگرچه خود این لفظِ فارسی در متن قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم مترادف آن در قالب ریشههای عربی مانند «علم» به وفور برای هدایت انسان و آموختن حقایق جهان به کار رفتهاند.
این کلمه با داشتن ۷ حرف در ساختار خود، کاربرد گستردهای نیز در معماها و جداول کلمات متقاطع دارد و همواره یادآور مفاهیمی چون رشد ذهنی، شاگردی، استادانگی و توسعه دانش در جامعه است.