معنی
در اصطلاح عامیانه به کسی میگویند که سخت تهیدست و نادار است و حتی یک دست لباس کامل یا آبرومند ندارد. این واژه کنایه از بیپولی و بیسروسامانی است.
یعنی چه
در اصل به معنای کسی است که تنها یک قبای نازک، ساده و بدون آستر بر تن دارد که نشاندهنده ناتوانی مالی در تهیه لباس مناسب و گرم برای فصل زمستان است.
تلفظ
تلفظ عامیانه و گفتاری ترکیب «یکلاقبا» است که در زبان محاورهای پدید آمده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، عبارت «یه لا قبا» به عنوان پاسخ کنایه از فقیر و بیچیز با ۷ حرف شناخته میشود.
به انگلیسی
برای انتقال حس کنایی این واژه در انگلیسی از صفاتی استفاده میشود که فقر مطلق یا بیپولی شدید را نشان میدهند.
به عربی
در زبان عربی واژه «صعلوک» یا ترکیب «فقیر مدقع» بهترین معادلهای معنایی برای رساندن عمق فقرِ فردِ یکلاقبا هستند.
به فارسی
واژگان همخانواده و مرتبط با آن بر پایه ریشه کلمه شامل «قبا»، «یکلا»، «دولا»، «لایه» و «قباپوش» است. در ادبیات فارسی واژگانی چون آسمانجل و پاپتی بیشترین شباهت معنایی را به آن دارند.
در قرآن
عبارت کنایی و عامیانه «یه لا قبا» در قرآن نیامده است؛ اما مفاهیم مرتبط با تنگدستی و نیازمندی در آیات الهی با واژههایی نظیر «فقیر»، «مسکین» و «املاق» توصیف شدهاند.
نماد چیست
این اصطلاح در فرهنگ و ادبیات فارسی نمادی از فقر شدید، بیپناهی و نداشتن سرمایه دنیاست. گاهی نیز در قالب طنز عامیانه یا برای نشان دادن مظلومیت قشر ضعیف در برابر متمولان به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل یه لا قبا
اصطلاح عامیانه و کنایی «یه لا قبا» (یا یکلاقبا) ریشه در پوشش مردم در گذشته دارد. در دوران قدیم، افراد ثروتمند و اعیان جامعه لباسهای ضخیم، چندلایه و مجهز به آسترهای گرانقیمت مانند پوستین میپوشیدند تا خود را از گزند سرما حفظ کنند. در مقابل، فقرای جامعه توان مالی خرید چنین لباسهایی را نداشتند و تنها با یک قبای تکلایه، نازک و بدون آستر روزگار میگذراندند. همین امر سبب شد که ویژگی پوششی آنها به نمادی برای فقر مطلق تبدیل شود.
در تحول معنایی این واژه در زبان فارسی، جنبه ظاهری و فیزیکی لباس بهمرور کمرنگ شد و معنای مجازی و کنایی آن تثبیت گردید. امروزه وقتی کسی را «یه لا قبا» خطاب میکنند، منظور ژندهپوشی او نیست، بلکه هدف اشاره به وضعیت مالی بسیار ضعیف، بیپولی، بیچیز بودن و تعلق داشتن او به طبقه فرودست جامعه است؛ همانطور که استاد شهریار در شعر معروف خود به زیبایی این تقابل طبقاتی را به تصویر میکشد: «زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را / ولیکن پوست خواهد کند ما یکلاقبایان را».